ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٦٤ - پايان سخن و سخن پايانى
را وقت و يا حال معين كرده باشد؛ در اين صورت متعرض آن و مانند آن مىشود.
٣٣٨/ ٥ و به واسطه اين فرق است كه شبهات به سبب تلبّس و آميزش امور طبيعى و شرعى كه ملازم بر آن دو هستند- اگرچه به واسطه تعمّل دو زمان و بلكه زمانها و بلكه تا مرگ- دفع مىشوند، پيش از اين گفته آمد كه تعمّل در آن دو از حيث انتساب آن دو به امور الهى و از حيثى كه آنها را وقت و حال معين مىكنند بىاشكال است، و اين مانند غذا خوردن است بر حدّ خودش به نيت نيرو گرفتن براى عبادت، چنانكه خداوند مىفرمايد: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا، يعنى: بخوريد و بنوشيد و زيادهروى نكنيد (٣١- اعراف) حتى برخى از اصوليان گفتهاند: در اين آيه امر به وجوب است و در آيه: كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ، يعنى: از پاكيزهها بخوريد (٥١- مؤمنون) امر به استحباب؛ و يا براى نگهدارى بنيان «رب» از فرو ريختن است، چنانكه فرموده: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ، يعنى: خودتان را به دست خود بهلاكت ميندازيد (١٩٥- بقره) و پيغمبر ٦ فرمود: نفست مركب تو است با آن مدارا كن، و حكم پوشيدن لباس و ازدواج كردن به نيّت افزون كردن بندگان و بندگى كنندگان و دفع تشويش طبيعت به گونه معمول و امثال اينها نيز اينگونه است كه تفصيلش در علم اخلاق آمده است.
٣٣٩/ ٥ عمده اين مطلب آن است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير آيه «و لا الضالين» گفته كه: هر كس مقيّد به وقتى- براى تنگى آن- شود و راه نرود و مقهور حكم آنچه مىبيند شود؛ انحراف يافته و گذر كرده، و هر كس فراخى يافت؛ جمع و كشف و احاطه يافته و به گردش و دور آمده، بلكه فرا گرفته و راه رفته و همسايه نشده و غيب ذات پروردگارش را وطن گرفته و به شئون خداوند سبحان و به حسب خود- پس از كمال استهلاك به او و در او- دگرگونى يافته است، و اين مقام براى سالك سيّار بهترين سرانجام است.
٣٤٠/ ٥ سپس گوييم: هنگامى كه حكم چيزى بر تو در دو زمان بيك صورت استمرار نيافت؛ يعنى محبت و تعشّق او و اشتياق به او بخصوصه بر تو غالب نبود تا اشتياق به واسطه تقيّد تو به او استدامت و دوام داشته باشد، آن امر هرچه مىخواهد باشد؛ طبيعى و يا روحانى و يا عادى و يا نفسانى و يا درندگى و يا حيوانى و يا ملكى، مگر از حيثى كه آن را وقت بدون