ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٧٦ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
اختلافنظر دارند، برخى از حكما گفتهاند: مدت توهم شدهاى است كه حركات افلاك آن را قطع و طى مىكند. و متكلمان گويند: آن عبارت از جفت شدن يك حادث و پديده تازهاى است با حادث ديگر كه از آن به (متى- كى) پرسش مىشود، و مقصود عرب از اين (كى) شب و روز است و مقصود ما هم در اينجا همين است كه آن را وجود حركت كبرا پديد آورده است، و در وجود عينى هيچ چيزى نيست جز آنكه وجود متحركى دارد، پس زمان امر توهّم شدهاى است و حقيقتى ندارند، و به واسطه اين روز (كوچك معمولى) است كه ديگر روزها (ى بزرگ) از هزار سال و پنجاه هزار سال؛ و روزهاى دجّال كه يك روز مانند يك سال و يك روز مانند يك ماه و يك روز مانند يك هفته است مشخص مىگردد، و اين به واسطه شدت هول و هراس مىباشد ولى رفع اشكال تمام حديث در سخن عايشه است (كه از او «ص» پرسيدند:) در آن روز نماز را بايد چگونه به جاى آورد؟ فرمود: اوقات آن مشخص خواهد شد، پس اگر كار در حركات افلاك همانگونه كه هست باقى بود (و نظامشان بر هم نمىخورد) درست نبود كه به ساعاتى كه به واسطه آلات آنها معلوم[١] است مشخص شود.
بلكه بدان جهت است كه در اوايل خروج دجال؛ ابرها تراكم يافته و پىدرپى ادامه پيدا مىكند، به طورى كه وجود شب و روز در نزد مردم برابر مىشود و اين از حوادث شگفتانگيز در آخر زمان است، بنابراين روزها فراوانند، كوچكترين آنها زمان فرد[٢] است و بر آن؛ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، هر روزى در كارى است (٢٩- رحمان) خارج مىشود، چون شأن و كار در آن (روز) حادث مىشود و حدّى براى بزرگترين آنها نيست، و بين آن دو روزهاى متوسطى است كه اول آنها روز معلوم با اقسامش است و باقى روزها بدان مشخص مىشوند. اين سخن او بود.
٨٩٨/ ٤ سپس گوييم: و از اين ذوق- يعنى اين كه شمار ادوار به شمار رقايق اسماء است- دانسته مىشود كه اختلاف روزها و تفاوت آنها مانند روزى است كه آن را مىشماريم و آن يك دوره عرشى و روزهاى الهى است كه مانند هزار سال است كه بشماريم، چنانكه
[١] - يعنى صورت آن را براى اهل اين عالم مىسازند و اوقات را در روزهاى ابرى بدان مشخص مىكنند.
[٢] - زمان فرد را از آن جهت روز ناميد كه كوچكترين روزها و زمانها است.