ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٥٧ - اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
انبساط است- نه غير اين- و اين وجه سوم معنى جهل است، يعنى عدم دوام احاطه و عدم كمال انبساط، چون در آن (نفحات) گفته: بدان كه كاملترين علوم و تمامترينشان مضاهات و همانندى به علم حق تعالى است، و اين جز براى كسى كه ذاتش از هر صفت و نقشى خالى شده است حاصل نمىگردد، و (اين شخص) در مركز نقطه بزرگ، كه جامع تمام مراتب (و نيز در وسط) وجودات و اعتدال حقيقى كه احاطه به اعتدالات معنوى و روحانى و مثالى و حسّى دارد قرار دارد، لذا به اطلاق كمالى الهى و تعيّن اوّلى كه گفتيم اصل تعينات است تحقق يافته تا به جايى كه ذاتش مانند آينهاى براى هر چيزى از حق و خلق گرديده و در آن هر معلومى- هر چه مىخواهد باشد- نقش مىپذيرد و در آينه بودن او- به عين تعيّنش در خودش و در علم حق- تعيّن مىپذيرد و براى او هيچ تعيّن ديگرى- خواه مطابق تعين اول او باشد و يا مطابق نباشد- تجديد و تازه نمىگردد، و اين علم برترين علوم و كاملترين آنها است و علم حق تعالى از اين علم امتيازى- مگر تنها به واسطه تقدم و دوام كمال انبساط با انسحاب و همراهى- ندارد.
١٣٨/ ٤ و پائينتر از اين مرتبه علمى؛ علمى است كه معلوم در خودش آشكارى مىجويد و نزد خودش صورت تمامى كه مضاهات و همانندى با تعيّن اوّلش كه از ازل در علم حق تعالى براى اين معلوم ثابت است- بدون رنگپذيرى معلوم به خاصيت و واسطهاى- تعيّن مىپذيرد، و اين همان صورت علم عقل اول است به حق تعالى و به خودش و به آنچه كه پروردگارش در او از علم خودش به عالم- كه وجودش مقدّر است- تا روز قيامت به امانت گذارده است.
١٣٩/ ٤ و پائينتر از آن علم لوح محفوظ است كه نزد اينان (عرفا) به نام نفس كلى ناميده مىشود و نهايت مرتبه علم انسان تا آنجا است، و آن علمى است كه از علم اكمل دو درجه پائينتر است: (درجه) اول به سبب تعيّن دوم، براى اينكه آن اگرچه مطابق تعين اول كه از ازل در علم حق تعالى ثابت است مىباشد، ولى (مانند آينه) بازگو كننده آن است- نه عين آن- و بازگو كننده و حكايت كننده حقيقت عين آن نمىباشد. و در درجه سوم نفسى داراى صورت حكايت كننده است كه اوّلى را حكايت مىكند، و آن در حكايت كننده اول داراى قيد