ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٣٥ - مقدمه در نظم و ترتيب مسائل آن
مبادى است و تصديق به «هليّت» و ثبوت آن است؛ چون نزد همگان آن را اجزاى علم است، زيرا اثبات احكام شئى فرع ثبوت آن است و همانگونه كه گفته آمد- نزد ما- از مسائل است و اكنون هدف چگونگى ارتباط بين آن و بين صفات است؛ مناسب حال تحقيق اين است كه اينجا تصور وجود حق مشخص شود، چون اين موضوع است و اشاره به «هليّت» آن، و اين نزد ما اولين از مسائل است.
٢٥٣/ ٣ سپس[١] چگونگى «هليّت» آن از وحدت كامل است تا روشن شود كه او مبدئى حقيقى براى هر كثرتى است، چون متعدّد به واسطه واحد پيشى گرفته است.
٢٥٤/ ٣ سپس ادراك موضوع به هر صورتى كه امكانش هست.
٢٥٥/ ٣ سپس چگونگى نسبت وجود به ذات حق متعال و حقايق صفاتى او و حقايق وجودى و آنچه كه به هر اعتبارى معناى او است.
٢٥٦/ ٣ سپس اين كه فايض نخستين است كه واسطه بودنش بين او و كثرت درست مىشود.
٢٥٧/ ٣ سپس اين كه اين فايض نسبتش به تمام مخلوقات برابر است.
٢٥٨/ ٣ سپس اين كه به چه سبب مناسبت با اول داشت كه فايضى غير مخلوق باشد و به چه سبب مناسبت با مخلوقات داشت تا مترتب بر آنها گشت. نتايج آن از جهت نزديكى و دورى و قوه و ضعف و برترى و پستى مختلف است و بستگى به اختلاف استعدادها و قابليتها دارد؛ و اين تازه علت آن نيست؛ چون غير مجعول است.
٢٥٩/ ٣ سپس اين كه كدام مرتبه از آنها منبع است كه كثرات از آن صادراند؟
٢٦٠/ ٣ سپس اين كه اعتبار مبداء بودن حق تعالى از اعتبار وحدت و غنا و بىنيازيش- با وجود ثبوتش در دو حال- چگونه ممتاز و جدا مىشود؟ اين ده مقام است:
[١] - يعنى پس از مسأله هليت چگونگى آن از ... است و سپسهاى بعدى هر يك مطالبى است كه بعدا عنوان مىشود. م