ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٧٤ - پايان سخن و سخن پايانى
خداست (٤١- حج) اين سخن محتمل است كه بازداشتن از غلط و اشتباه در ادعا كردن مرتبه كمال- با نبودن اين علامت و نشانهها- باشد و محتمل است كه بازداشتن از غلط و اشتباه در نسبت دادن به انسان باشد آنچه را كه فوق اين كمالات و سخنان مىباشد؛ مانند وجوب ذاتى و عدم امكان ذاتى و احاطه به كليات و جزئيات- يك دفعه و يا مطلقا- و يا دوام احاطه بر آنچه كه گذشت- از خواص حق سبحان-.
٣٧٥/ ٥ اگر گويى: اين كمالات و مانند آنچه كه گذشت: الهيّت از بعضى مراتب انسانى كمالى است؛ از اينها اينگونه مفهوم مىشود كه انسان كامل مظهر الوهيت است و متحقق بدان، آيا اين درست است؟ و يا اينكه الوهيت- مانند وجوب ذاتى و احاطه و يا دوام آن- از خواص حق سبحان است؟
٣٧٦/ ٥ گويم: جندى در رسالهاش گويد: در اينباره اختلاف نظر است كه آيا انسان مظهر الوهيت كه صفت جامع كمالات اسمائى است مىباشد؟ محققان صوفيه بر اين عقيدهاند كه تخلّق و تحقق به اسم «الله» امكانپذير نيست، چون آن دو (تخلق و تحقق) اختصاص به حق دارد و آن (اسم الله) قائم مقام مسمّا است، و اين از مقام ادب با خدا است، ولى اقتضاى كشف و شهود اين است كه اسم «الله» از تمام وجوه عين مسمّا نيست؛ بلكه مانند ديگر اسماء از وجهى عين مسمّا است، و چون انسان كامل به احديت جمع تمام اخلاق الهى و به راز: من در دل بنده متقى و پاك خودم مىگنجم (كه در حديث قدسى آمده) اتصاف يافت؛ دلش عرش ذات حق و اسماء الهى گرديده و اسم علم اعظم مىباشد- به واسطه دلالتش بر حقيقت حق به حقيقت نه مجاز- اين دو سخن جندى بود.
٣٧٧/ ٥ سپس گوييم: امر دوم كه به اين دو سخن پايان مىپذيرد[١]؛ بيان نشانههايى است كه بدانها دروغ بودن سخن بيهودهگويان و ژاژخايان و روشن كردن حال كاملان آشكار مىشود:
٣٧٨/ ٥ از آن جمله معرفت (انسان كامل است مر) قدر و اندازه هر موجودى را، چون
[١] - عطف به صفحه ٧٥٦ است كه گفته: اما نخست اى مشتاق طالب بدان ... م