ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٧٣ - پايان سخن و سخن پايانى
نصرت تو برخاسته و دربارهات مهربانى كرده و نسبت به نارسايىهاى تو از خودگذشتگى كرده است، و تو در تمام اين حالات كه گفته شد ثابت و پابرجا و خزينهدار امينى هستى كه در ميان عموم مردم جامه پوشش و تقوا در بر كردهاى و پيراهن ادب با پروردگارت و آزرم از جانب او پوشيدهاى و به خداى خود تحقق و ثبوت يافتهاى، از تقيّد و تعشّق- خواه بوصف او و يا بوصف خودت باشد- منزّه و دورى و در مقام تمكين گام استوارى دارى و پروردگارت را در شئونش- به واسطه تنوع و تلوين و در اين كه از جانب تو نه طلب و نه گرفتن و نه رد كردن و نه غيبت و نه حضور و نه اندوه و نه سرورى باشد- پيروى مىكنى، بلكه فقط تسليم و رضاى تام در مقابل مراد پروردگار كريم دارى، چون امر او حتمى و حكمش قطعى است و او از جانب پروردگارش بر بصيرت و بينش است.
٣٧٢/ ٥ شانزدهم اينكه تو گاهى از روى تأسف بر نقصان و نارسايى محجوب؛ بر او مىگريى و گاه ديگر از فرو رفتنش در جهل و سستىاش به شگفت آمده و مىخندى و ديگرگاه از اين دو امر- و بلكه از هر دو متقابلى- به حكم منزلت بزرگ خودت تنزّه و دورى مىكنى.
٣٧٣/ ٥ هفدهم اينكه بيان رسول خدا ٦ را كه فرمود: هيچكس بر تحمل آزار از خداوند صبورتر و شكيباتر نيست، در نظر داشته باش، پس او ترا مظهر اين شخص والاى ارجمند خالى از نقايص مىبيند؛ در حالى كه هيچ شخصى چون تو داراى تمامترين لذت- نسبت به آنچه كه در حضور پروردگارت از بلندى مقام و ارجمندى سلطنتت كه مشاهده كردهاى- نمىباشد.
٣٧٤/ ٥ اين مجموع (هفدهگانه) اى انسان احكام كمالات پروردگارت است كه آنها را در آينه باطن و خردت بنمايش گذارده و آشكار كردم، هان تا در پيش خود به غلط و اشتباه نيفتى و آنچه كه مربوط به تو و به همرديفانت نيست بخودت نسبت ندهى، چون در حديث آمده كه: المتشبّع بما لا يملك كلابس ثوبّى زور، يعنى: زينت دهنده به چيزى كه مالك آن نيست مانند پوشنده دو پيراهن دروغين است[١]، وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ، يعنى: سرانجام تمام كارها با
[١] - يعنى كه در ميهمانىها و مجالس دو آستين اضافى زير آستينهاى پيراهنش وصل كند تا مردمان پندارند دو لباس بر تن كرده است، و اين مثل سائر شده براى آنكس كه از آنچه دارد بيشتر جلوه مىدهد و اين تزيين باطل و دروغ است. م