ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٢٩ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
صورت ربانى و ظاهر حق است و قبله محقّقان وجود حق و مرتبه او كه جامع بين وجود و مراتب- بدون جدايى و شمار- است مىباشد، و اين بدان جهت است كه فاصله و جدايى بين شهود ظاهر وجود و بين شهود مطلق آن از حيث ذات و مرتبه روشن و آشكار است، هم چنان كه قبله راسخان مرتبه حق است از حيث عدم مغايرت آن (مرتبه با حق)، و (مرتبه) داراى مقام احديت جمع مىباشد، و قبله انسان كامل اكمل حقيقى مقام و مرتبه هويت است كه داراى احديت جمع الجمع بوده و منسوب (و يا موصوف) به تمام متقابلات از ظهور و بطون و جمع و تفصيل و غير اينها مىباشد.
٢٢٤/ ٥ چهارم اينكه اگر كثرت از حيث امر جامع آن اعتبار شود و تنها و مجرّد از رنگ وجودى تعقّل شود؛ آن سايه و ظل است كه به نام امكان ناميده مىشود، و آن حقيقت عالم و عين ثابت آن- از آن جهت كه عالم است نه از آن جهت كه اسماء حق تعالى است- مىباشد، چون اعتبار شده در اين حال كثرت نسبى آن است نه وحدتش؛ و نه از آن جهت كه خلق است، چون تعقّل شده در اين؛ صورت كثرت وجودى آن است نه وحدتش، و نه از آن جهت كه حقّ است؛ چون تعقّل شده در اين؛ صورت وحدت وجودى آن است- نه جدا و رهاى از رنگ وجود-.
٢٢٥/ ٥ پنجم اينكه چون به ديده جمع در وجود بين حق و خلق به عالم نظر افكنى خواهى ديد حق است كه در خلق است، براى اينكه وجود يگانه و واحد است كه در ذات خود به صور اعيان فراوان ظاهر شده است، چنانكه فرموده: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روز (و لحظهاى) در كارى است (٢٩- رحمان) پس كثرت در شئون و احوال او است كه در آينههاى اعيان عالم ظاهر شده است. و يا اين كه (به ديده جمع در وجود بين حق و خلق به عالم نظر افكنى) خواهى ديد خلق است كه در حق است و ظاهر به او است، زيرا اگر وجود نبود اعيان عالم ظاهر نمىگشت. و يا آنكه (اگر به ديده جمع در وجود بين حق و خلق به عالم نظر افكنى) خواهى ديد كه هر دو با هماند و خواهى گفت: وجود است كه به حسب هر مرتبه حالى هر نامى را به خود مىگيرد، پس به واسطه نسبت بطون و تجلى كننده حقّ است و به سبب نسبت ظهور و مجلا خلق است، بنابراين وجود حق تعالى در ذوق اين