ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٨٣ - مقام دوم
است كه براى روح حاصل است، و اگر چه از جهتى حكمى از احكام استعداد كلى مىباشد.
٧٧٥/ ٣ و اما آميخته با عمل نيز دو قسم كلى است: يكى تعرض با محبت و عشق و ديگرى تعرض بدون محبت، اولى ناگزير ملازم با فقر است، آن هم يا فقر مطلق و يا فقر مقيد.
٧٧٦/ ٣ و اهل محبت و عشق هم بر درجاتى چنداند: اهل درجه نخستين آن كسانىاند كه نسبت به حق تعالى متعرّض به صفت محبت خالص مطلقاند، نه از جهت علمشان به او و يا آگاهى دادن يكى از ايشان به ديگران از او، بلكه نمىدانند چرا او را دوست دارند و از جانب او هيچ مطلوبى بر ايشان مشخص نشده است، و اين تعرّضى است كه موجبش مناسبت اصلى ذاتى است؛ شبيه است به آنچه كه در آن عمل نمىشود و از آن هيچ امتيازى ندارد؛ جز ادراك ميل و انجذاب و كشش و اشتياقى كه توان دفع و برطرف كردن آن را نداشته و براى آن سبب مشخصى نمىشناسد و نمىداند براى چه هست و نداند كه چگونه است، اين همان مناسبت ذاتى است.
٧٧٧/ ٣ و اما فقر مقيد؛ از (خصوصيات) آن تعرّض به محبت است براى امورى معين- چه جمع و چه تك- مانند علم به او و شهود او و يا قرب و نزديكى به او، و اين اولين درجات فقر مقيد است.
٧٧٨/ ٣ و پس از آن تعرض به محبت است؛ نه به آنچه كه از جانب حق تعالى از امور مذكور است؛ بلكه براى مطالب مخصوص ديگرى- چه جمع و چه تك- مىباشد، مانند دستيابى به سببهاى سعادت از جهت تشخص آنها در ذهنش به موجب اخبار درست و يا آگاهى از برخى جهات، و اين قسم با آن همه تفصيل فراوانش يك حكم بيشتر ندارد و آن طلب جلب منفعت و دفع ضرر- چه در حال و چه در آينده و چه موقت و چه غير موقت- مىباشد، و در آن انواع تشويقات و ترسانيدنها نهفته است و متعلق آن طلب استكمالى است كه متوقف بر حاصل كردن مطلب و يا مطالبى مىباشد، و آن قسمى كه بدون محبت است تعرض به صورتهاى وسايل است، مانند اعمال و توجهات و صور دعاها و امثال اينها، و تعرض را مرتبهاى كلى غير آنچه كه بيان داشتيم نيست، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٧٧٩/ ٣ سپس گوييم: اين امرى كه بدان اشاره شد؛ يعنى تعيّنى كه براى هر موجودى از