معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٤ - واژه قرائت در عهد صحابه
تفسيرِ آن به ديگران تعليم مىدادند و به خواندن آيات همراه با واژههاى تفسيرى، قرائت مىگفتند. چنانكه از ابن مسعود روايت شده است:
عن زرّ عن عبد الله قال: كنا نقرأ علي عهد رسول الله (ص): يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك (أن عليا مولي المؤمنين) وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس[١].[٢]
عبارت أن عليا مولي المؤمنين تفسير است و جزءِ آيه، نمىباشد. همچنين در روايات، مانند عبارت زير را مىبينيم:
قرأ ابيّ ابن كعب: فما استمتعتم به منهن (الي اجل مسمي) فآتوهن اجورهن[٣].[٤]
بايد توجه داشته باشيم كه عبارتِ الي اجل مسمي در نقلِ ياد شده، تفسير آيه است؛ ولى بسيارى از شخصيتهاى علمى كه به اين نكته واقف نبودهاند، اين نوع عبارات را به معناى قرائت نصِ قرآن تلقى كرده و در نتيجه دچار خطاهاى ديگرى شدهاند! چگونه مىتوان ادعا كرد كه ابى بن كعب عبارتِ الي اجل مسمي و مانند آن را جزءِ نص قرآن مىدانسته و درعين حال به هنگام يكسانسازى مصاحف با حذف آنها مخالفت نكرده است، در حالى كه وى اجازه نداد حتى يك «و» از قرآن حذف شود؟ از عثمان نقل شده كه به هنگام تدوينِ مصاحف، برخى خواستند «و» را از وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ ...[٥] حذف كنند، ولى ابى (ابن كعب با آنان سخت مخالفت كرد و) گفت: بايد «و» نوشته شود، در غير اين صورت شمشير خواهم كشيد.[٦]
پس از آنكه خليفه دوم، عمر دستور داد قرآن كريم از بيانِ پيامبر (ص) تجريد شود و به دستور خليفه سوم عثمان، مصاحفى همسان و خالى از تفسير نگاشته و ساير مصاحف سوزانده شد، به تدريج تعليم قرآن به تعليمِ قرائتِ
[١] . مائده، آيه ٦٧.
[٢] . حاكم حسكانى، شواهد التنزيل، ج ١، ص ٢٥٧؛ جلالالدين سيوطى، الدرّ المنثور، ج ٢، ص ٢٩٨.
[٣] . نساء، آيه ٢٤.
[٤] . محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ٥، صص ١٩- ١٨.
[٥] . توبه، آيه ٣٤.
[٦] . جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور، ج ٤، ص ١٧٩، ذيل آيه ٣٤ از سوره توبه.