معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١٥ - ملاكهاى صحت و مقبوليت روايات اسباب نزول
كه سيوطى مطرح كرده، نمىتواند معيار اعتبار و صحت و پذيرش روايات سبب نزول باشد. ايشان با اعراض از طرح اين مباحث و عدم بحث درباره آنها، به ناكارآمدى اين ملاكها توجه دادهاند و به جاى آن، از ملاكهاى معتبر ديگرى ياد كردهاند كه قابل اعتمادتر مىباشند:
١. سند روايت بهويژه آخرين كسى كه روايت به او منتهى مىشود، مورد اطمينان باشد: يعنى يا معصوم باشد يا صحابى مورد اطمينان مانند عبدالله بن مسعود، ابى بن كعب و ابن عباس كه در كار قرآن سر رشته داشته و مورد قبول بودهاند. و يا از تابعين عالىقدر مانند مجاهد، سعيد بن جبير و سعيد بن مسيب باشد كه هرگز از خود چيزى نمىساختند، و انگيزه دروغپردازى نداشتند.
٢. بايد تواتر يا استفاضه (كثرت نقل) روايات ثابت شده باشد، گرچه با الفاظ مختلف، ولى در مضمون متحد باشند و در صورت اختلاف در مضمون، قابل جمع باشند. در اين صورت اطمينان حاصل مىشود كه خبر مذكور صحيح است. مانند رواياتى كه درباره تحويل قبله و اسباب نزول آيات مربوطه وارد شده است.
٣. بايد رواياتى كه درباره سبب نزول آيات وارد شده است، بهطور قطعى اشكال را حل و ابهام را رفع كند. كه اين خود شاهد صدق آن حديث خواهد بود، گرچه از لحاظ سند به اصطلاح علم الحديث روايت صحيح يا حسن نباشد. بيشتر وقايع تاريخى از همين قبيل هستند كه با ارتباط دادن چند واقعه تاريخى به صحت يك جريان پى مىبريم و آن را مىپذيريم؛ وگرنه از راه صحت اسناد، امكانِ پذيرش نيست.
استاد نمونه اين معيار و ملاك را درباره سبب نزول آيه ٣٧ توبه مشهور به آيه نسيئ نشان دادهاند كه روايات آن گرچه از نظر سند قوى نيست، اما مضمون اين روايات با جملات آيه تطبيق مىكند و قرائن و شواهد نيز مطلب را تأييد كرده و از معناى آيه رفع ابهام مىكند.[١]
اين ملاك از ويژگىهاى ديدگاه استاد است كه ديگر مفسران كمتر به آن
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ١، صص ٢٤٥- ٢٤٤.