معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٤ - ١ نقد دلالت آيه
توحيد به پيغمبر، وحى و الهام مىشود و پيغمبر آن را با اتّكا به قدرت نفس نبوى خويش كه وديعه الاهى است، به قالب وحى لفظى لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ در مىآورد.
اين احتمال از وحى ممكن و بر يكى از اقسام سهگانه وحى صادق است؛ امّا مشكل آن اين است كه وحى پيشين فقط يك قسم از وحى است و مطابق آيات و روايات، دو قسم ديگر وحى، (وحى از طريق مشاهده و شنيدن نداى فرشته يا خداوند و وحى تجلّى) وجود دارد كه تعريف پيشين شامل آن نمىشود، مگر اينكه طرفداران ديدگاه مذكور، مقصود از ندا و گفتار و خطاب فرشته يا خداوند را نداى قلبى و نه صوتى توجيه كنند؛ براى مثال، اينكه خداوند موسى را ندا داد و موسى آن را شنيد، مقصود نه نداى صوتى و خارجى، بلكه نداى قلبى و درونى است و به دنبال چنين نداى قلبى و الهامى، قواى تخيلى پيغمبر، صدا و صورت فرشته را تخيل مىكند به توجيهى كه در نظريه عارفان اشاره خواهد شد.
نظريه پيشگفته مورد توجّه بزرگان از جمله علّامه طباطبايى قرار نگرفته و آن را برخلاف ظواهر قرآن و قول سخيف وصف كرده است.[١]
استاد معرفت و نقد اين رهيافت
استاد معرفت در آثار خود كاملًا از نظريه نزول لفظى قرآن حمايت و منكر صحت و درستى ديدگاه نزول معنايى قرآن شده و با ادلهاى كه گزارش مىشود به نقد آن پرداخته است.
١. نقد دلالت آيه
اشاره شد كه قائلان به اين ديدگاه پيشتر به آيه نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى قَلْبِكَ تمسك كردند كه نزول معنايى قرآن با مركز نزول يعنى قلب تناسب دارد. استاد در نقد آن متذكر مىشود:
[١] . فلايعبؤ بقول من قال ان الذي نزل به الروح الأمين انما هو معاني القرآن الكريم ثم النبي كان يعبر عنها بمايطابقها و يحكيها من الالفاظ بلسان عربي و اسخف منه ...( سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٥، ص ٣١٧).