معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٨ - فصل اول ديدگاه علامه طباطبايى(ره) درباره حقيقت قرآن
دچار تجزى و جزء جزء شدن باشد، ليكن خداى تعالى به سبب عنايتى كه به بندگانش داشته، آن را كتاب خواندنى كرده و به لباس عربيت در آورده است تا بشر آنچه را كه تاكنون در «ام الكتاب» بود و بدان دسترسى نداشت، درك كند. «ام الكتاب» در اينجا همان است كه در آيه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ[١] آمده و آيه بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ* فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ[٢] نيز بر آن دلالت دارد. چنانكه آيه:
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ[٣]
بهطور اجمال بر مضمون آيه مورد بحث دلالت مىكند و به حكم هر دو آيه، منظور از احكامِ كتاب خدا اين است كه اين كتاب نزد خداوند امرى يكپارچه است و مراد از تفصيل، فصل فصل، سوره سوره، آيه آيه شدن و تنزيل آن بر پيامبر (ص) است.
آيه شريفه زير بر اين معنا و مرتبه دوم (تفصيل) دلالت دارد:
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا[٤]
همچنين اين آيه مىفهماند كه قرآن كريم نزد خداوند متجزى به آيات نبود، بلكه يكپارچه بود، آنگاه آيه آيه شده و به تدريج نازل گشته است.
گفتنى است كه كلمه قرآن در اين آيه: وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ غير از قرآن معهود ما است كه به معناى آيات تأليف شده است.
كوتاه سخن اينكه از مجموعه آيات ياد شده فهميده مىشود كه ماوراى قرآنى كه در دسترس ما است و آن را مىخوانيم و تفسيرش را مىفهميم، امر ديگرى هست كه به منزله روح از جسد و ممثل از مثل است و آن امر همان است كه خداوند از آن به «كتاب حكيم» ياد كرده و تمام معارف قرآن و مضاميناش بر آن متكى است و آن نه از سنخ الفاظ است و نه حتى از سنخ معانى الفاظ.
[١] . رعد، ٣٩.
[٢] . بروج، آيات ٢٢- ٢١.
[٣] . هود، آيه ١.
[٤] . اسراء، آيه ١٠٦.