معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧١٧ - واقعگرايى در داستانهاى قرآن و ديدگاههاى نوانديشانه در اين باب
درباره انحرافهاى اعتقادى آنان است، اما در سورههاى مدنى بيشتر رابطه موسى (ع) و بنىاسرائيل و مشكلات اجتماعى و سياسى آنان حكايت مىشود.
اين نكته ما را به اين مسأله رهنمون مىشود كه تكرار داستان در سورههاى مكى براى كمك به پيامبر (ص) و مسلمانان در رويارويى با مشركان و تقويت روحيه آنان بود. البته برآورده شدن هدف قرآن، تنها به رابطه پيامبر (ص) و ستمگران زمان او محدود نمىشود، بلكه در هر دوره از تاريخ، ممكن است چنين وضعيتى وجود داشته باشد و مؤمنان با ستمگران و صاحبان زر و زور، در شرايط دشوارى رويارو باشند و تاريخ، هميشه در حال تكرار است.
داستان ديگر پيامبران مانند نوح و ابراهيم (ع) نيز همينگونه است و سمت و سوى داستان با توجه به فضاى حاكم بر دعوت اسلامى و شرايط پيشروى مسلمانان در مكه و مدينه تفاوت دارد.
اگر از ديدگاه ادبى به اين تكرارها بنگريم، در مىيابيم كه قرآن هرگاه قصهاى را تكرار مىكند، با نكتهها و ظرافتهايى همراه است كه بر حسب مناسبتها لحاظ مىشود. اين مسأله نمودى از اعجاز بيانى قرآن و بلاغت برتر آن است؛ زيرا نشان دهنده توان بالاى قرآن در گزارش يك داستان به گونههاى مختلف است و هر بار نيز به شيوهاى شگفت حكايت مىشود؛ بهطورى كه شنونده از شنيدن دوباره و چند باره آن دلزده نمىشود و هر بار در آن، تازگى و طراوتى لذتبخش مىيابد.[١]
واقعگرايى در داستانهاى قرآن و ديدگاههاى نوانديشانه در اين باب
داستانهاى قرآن، واقعيتها و تجربههايى تلخ و شيرين از زندگى بشر است كه قرآن براى عبرتآموزى ياد كرده است. از انگارههاى وهمى و خاطرههاى خيالى نمىتوان پند آموخت. قرآن اين حوادث تاريخى را با بيانى ادبى و هنرى به زيباترين شكل به تصوير كشيده است تا جذابيت و تأثير آن بيشتر شود؛ پس داستانهاى قرآن آميزهاى از ادب و تاريخ است.
[١] . همان، صص ٥٣٠- ٥٢٩.