معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١٦ - كفايت علم قطعى ناقل به سبب نزول
توجه كردهاند و بر اساس آن، ملاك پذيرش روايت سبب نزول آن خواهد كه بهطور قطع از آيه رفع ابهام كند و براى مفسر اطمينانبخش باشد.
٤. از ديگر ملاكهايى كه استاد بر آن تأكيد دارند، آن است كه روايت سبب نزول نبايد با عقل و شرع ناسازگار باشد. بر همين اساس استاد به نقد رواياتى از اسباب نزول پرداختهاند كه با شأن و منزلت پيامبر كه در آيات فراوانى از قرآن بر آن تأكيد شده، ناسازگار است و در بعضى موارد علاوه بر مخالفت اين روايات با صريح آيات شريفه با عقل نيز ناسازگار و در تعارض است. مانند سبب نزولهايى كه براى آيات ١٢٨- ١٢٦ نحل، سوره ضحى، و ٨٠ برائت، بيان شده و پيش از اين بررسى شد كه با شخصيت پيامبر در ارتباط است.[١]
كفايت علم قطعى ناقل به سبب نزول
از جمله ملاكهايى كه سيوطى براى اعتبار روايات اسباب نزول بيان داشته، حضور ناقل سبب نزول در كنار حادثه و نزول آيه است تا وى سبب نزول را از روى حس و مشاهده نقل كرده باشد و نقل وى قابل قبول باشد. زيرا روشن است كه در قضاياى تاريخى، خبرهاى حدسى كه همراه با مشاهده نباشد، ناكارآمد و غير معتبر است. اين ملاك و قاعده گرچه در علم حديث، اصلى ارجمند و ضرورى و قابل دفاع مىباشد، اما از نظر آيتالله معرفت در باب روايات اسباب نزول نمىتواند كارساز باشد و مستلزم آن خواهد بود كه بسيارى از روايات اسباب نزول از دايره اعتبار خارج شود. ايشان مىنويسد:
بيشتر علما حضور ناقل اولِ سبب نزول را شرط كردهاند تا سند روايت از خود واقعه منقطع نباشد و سند تا وى نيز متصل بوده باشد.[٢]
استاد خود معتقد است علم قطعى ناقل به سبب نزول كافى است و حضور او در حادثه شرط نمىباشد. زيرا حضور ناقل با فرض قاطع بودن، عادل بودن و صادق بودن در گفتار خود شرط نيست و صرفاً وثاقت و درستى و مورد
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، صص ١٠٤- ١٠٥.
[٢] . همان، ص ١٠٥.