معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٨١ - ٣ تنزل وجودها
وجود خويش به حقيقت محمّديه نيازمندند. در حقيقت، وجود و مرتبه و شأن ديگر وجودها اعمّ از عالم عقول و طبيعى، از جمله فرشتگان مقرّب مثل «جبرئيل»، پرتو وجود حقيقت محمّديه است. اگر آنان مقام و منزلت و معرفتى دارند، در پرتو تماس و ارتباط با حقيقت محمّديه است.
٣. تنزّل وجودها
گفته شد كه نخستين وجود امكانى، حقيقت محمّديه است كه ديگر وجودها از آن حضرت متنزّل، و به عقول پايينتر (عقول عشره در اصطلاح اشراقيون) منشعب مىشوند تا به عالم مادّه منتهى مىشود كه «عقل فعّال» (واپسين عقل عقول مجرّد) مدبّر و فياض آن عالم است.
حكيمان اشراق، بين عالم مادّه و مجرّد به عالم سومى به نام «عالم مثال و برزخ» معتقدند كه بر اين مبنا، وجودهاى عالم مادّه، پيش از اين عالم، در عالم برزخ، وجود برزخى (وجود مجرّد امّا به شكل مادّى) دارند كه توضيح آن در حوصله اين نوشتارنيست.
قرآن كريم نيز براى تلبّس به جامه مادّى، بايد تنزّلهاى گوناگونى را تحمّل كند. تنزّل از عالم احديت به واحديت و از آن به عالم عقول، و از آن به عالم مثال، و سرانجام از آن به عالم مادّه متنزّل شود. امام خمينى (قدسسره) با اشاره به حديثِ ان القرآن نزل علي سبعة احرف[١] تنزّلهاى هفتگانه قرآن را چنين بر مىشمارد:
١. حضرت علميه؛
٢. حضرت اعيان؛
٣. حضرت اقلام؛
٤. حضرت الواح؛
٥. حضرت مثال؛
٦. حضرت حسّ مشترك؛
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٨٩، ص ٨٣.