معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧١٤ - ويژگىهاى قصههاى قرآنى
عبرت و پندآموزى باشد.[١]
معناى اصلى اين ماده در لغت به معناى پىجويى كردن و دنبال كردن اثرى يا چيزى است.[٢] اين ماده در قرآن كريم در قالب مشتقات فعلى آن و به شكل اسمى و مصدرى ٢٦ بار به كار رفته است و جز معناى ياد شده، به معناى بازگو كردن و شرح دادن نيز آمده و به قصه و سرگذشت نيز اطلاق شده است.[٣] تعريفى كه از قصه ياد شد، تعريف قصههاى قرآنى است و با تعريف ادبى قصه در حقيقت داشتن و كاركرد تفاوتهايى دارد. در تعريف هنرى امروز، قصه يعنى:
اثرى ادبى كه نتيجه تخيل قصهپرداز در باب اشخاص و حوادث بر پايه نظمى هنرى و بلاغى است، خواه آن اشخاص و حوادث اساساً ساختگى باشند و خواه به وجود واقعى آنها چيزى افزوده يا از آنها چيزى كاسته شده باشد و يا در چينش و ترتيب طبيعى آنها تصرفى صورت گرفته باشد.[٤]
ويژگىهاى قصههاى قرآنى
قصص قرآنى دو ويژگى مهم دارد:
١. حقيقتگويى و واقعگرايى، نه خيالپردازى؛
٢. هدفمندى و همسويى با غرضى كه قرآن در پى آن است.
قرآن به داستان تنها بهعنوان يك كار هنرى نپرداخته و نيز غرضش مانند تاريخنگاران و قصهپردازان، شرح حال گذشتگان يا سرگرمى و لذت نبوده است، بلكه قصه در قرآن با ديگر شيوههاى بيانى آن همگام مىشود تا اهداف و خواستههاى دينى و تربيتى قرآن را برآورده سازد و البته در اين ميان، قصه از مهمترين اين شيوهها است.[٥]
[١] . نقد شبهات پيرامون قرآن كريم، ص ٥١٤.
[٢] . ر. ك: محمدبنحسين راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، ص ٤٠٤.
[٣] . ر. ك: محمدتقلى ملبوبى، تحليلى نو از قصص قرآن، صص ٨٣- ٧٦.
[٤] . سيد ابوالقاسم حسينى( ژرفا)، مبانى هنرى قصههاى قرآن، ص ٢٩.
[٥] . نقد شبهات پيرامون قرآن كريم، ص ٥١٧.