معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٩ - ارزش منابع اسباب النزول
و شرع گرفتار شده است. مثلًا درباره شأن نزول آيه ١٢٨- ١٢٦ نحل از طريق بيهقى از ابو هريره نقل كرده است كه:
پيامبر آنگاه كه بر سر نعش حمزه ايستاد و او را بدان حالت زار يافت فرمود: با هفتاد نفر از قريش همان كنم كه با تو كردند، بريدن گوش و بينى و پاره كردن شكم. آنگاه جبرئيل اين آيات را نازل كرد: وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ* وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ* إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ.
استاد در نقد اين روايت سيوطى مىنويسد:
در حالىكه سوره نحل از سورههاى مكى است، و سالها پيش از جنگ احد كه در مدينه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد نازل شده است. به علاوه از مقام پيامبر كه تربيت شده آيين اسلام است و همواره عدل و انصاف را در زندگى خود پيش گرفته، كاملًا به دور است كه چنين انديشه ناعادلانهاى را به خود راه دهد. آرى! آيات فوق در مكه موقعى كه مسلمانان مورد شكنجه كفار بودند نازل شد كه هرگز تجاوز نكنيد و بهتر است شكيبا باشيد.[١]
روايت فوق را كه سيوطى بهعنوان روايتى صحيح السند در كتابش نقل كرده است، مفسران ديگر اهل سنت نيز نقل كردهاند.[٢] گرچه روايت ابوهريره از نظر دانشمندان شيعى نامعتبر است، اما استاد براى نقد روايت به نقد سند آنكه از نظر اهل سنت صحيح است نمىپردازد و بحث را مذهبى و فرقهاى نمىكند، بلكه به معيارهايى از نقد كه مورد توافق فريقين است روى مىآورد، و با تأكيد بر حفظ مقام و شأن و منزلت پيامبر، به نقد روايت مذكور مىپردازد. استاد همچنين مىنويسد:
سيوطى خود احساس كرده است كه روايت سست و بىپايه است به همين دليل تلاش كرده مشكل را از اين طريق حل كند كه آيه مورد بحث سه بار نازل شده است. يكبار در مكه و بار ديگر در احد و يكبار
[١] . همان، صص ٢٤٨- ٢٤٧؛ محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٩٩.
[٢] . براى نمونه ر. ك: سيوطى، لباب النقول، ص ١٧٨؛ الاتقان، ص ١٢٣؛ واحدى نيشابورى، اسباب النزول، ص ١٩٧؛ محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١٤، ص ١٣٢؛ ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، ج ٤، صص ٩٦٦- ٩٦٥.