معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٠ - ٣ صحيح انگاشتن آراى صحابه در تفسير
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً[١]
او چنين وانمود مىكند كه بلاغى، بيش از اين شايستگى نداشته است.[٢] آيتالله معرفت در نشست علمى نقد آراى ذهبى بر همين نكته تأكيد جدى دارد و مىگويد:
تفسير بلاغى به آيه ٥٧ سوره نساء ختم شده و آقاى ذهبى چرا اعمال غرض مىكنى، براى تو مناسب نيست ... ذهبى اين كار را بسيار كرده و درباره تفاسير شيعه بىلطفى روا داشته است. جلد سوم كتاب او از اول تا آخر ناسزا گفتن به شيعه است. ذهبى در نقد كتب و گزارش دادن از آنها بسيار استاد است، ولى آنجا كه مىخواهد مسائل قرآنى اصيل را تحليل كند، چندان قدرت علمى ندارد.[٣]
آن چنان كه آيتالله معرفت ياد كرده است، ذهبى بر تفاسير اماميه و معتزله، هجوم مىبرد و آنها را غير كامل مىداند و بسا ريشه انديشه سخنان او ناسازگارى انديشههاى او با فطرت و عقل است؛ بدين جهت وقتى ذهبى در خصوص مجاهد و رأى تفسيرى او در خصوص آيه وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ[٤] سخن مىگويد، رأى مجاهد را با آراى معتزله همساز مىداند كه منكر رؤيت الهى است. آيتالله معرفت هم بر مبانى نادرست ذهبى در همين خصوص اشاره مىكند و بيان مىدارد كه آراى مستقيم و موافق با فطرت كه از قديم يا جديد از مفسرين صادر شده، چگونه است كه از طرف ذهبى و ... به معتزله نسبت داده مىشود؟[٥]
٣. صحيح انگاشتن آراى صحابه در تفسير
ذهبى در خصوص منزلت تفسيرى همه صحابه، ديدگاه واحدى دارد و همه
[١] . نساء، آيه ٥٦
[٢] . التفسير و المفسرون، ج ٢، ص ٣٤( اهم كتب التفسير عند الاماميه)
[٣] . مجله طلوع، ش ١٢ ص ٢٠٣( اهميت نقد علمى، آيتالله معرفت)؛ التفسير و المفسرون، ج ٢، ص ٤٣٨( پاورقى)
[٤] . قيامت، آيه ٢٣.
[٥] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ١، ص ٣٣٩