معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥٢ - ١ دقت در بيان
- وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَي الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ.[١]
برخلاف آنچه برخى مىپندارد، اين فقط نوعى تنوع در تعبير نيست. بلكه با تأمّلى سريع در سياق اين دو، روشن مىشود كه در صحنه نخستين، جوّ رستاخيز مراد بوده و هماهنگ با آن لفظ «هامده» آمده است كه زمين افسرده با آمدن باران به جنبش در آمده و آماده پروردن سبزه و گل شده است. ولى در صحنه دوم، جوّ عبادت و خشوع است. لذا هماهنگ با اين جوّ «خاشعه» آمده و به «اهتزت وربت» اكتفا شده و بيش از آن بر روييدن گل و گياه تكيه نشده است.[٢]
گستردهترين وجه از وجوه اعجاز بيانى كه استاد آيتالله معرفت به آن پرداخته، همين وجه نخست است، ايشان افزون بر نمونههاى بسيارى از تفاوت دقيق ميان واژگان در لغت، و شواهد بسيارى از دقت قرآن كريم در واژهگزينى كه ياد كردهاند، چند بحث لغوى و قرآنى را نيز بررسى كردهاند.
قاعده زيادة المباني تستدعي زيادة المعاني كه بر اساس آن هرچه حروف به كار رفته در يك واژه بيشتر باشد، معناى نهفته در آن واژه نيز بيشتر خواهد بود، از اين دست است.[٣]
همچنين در بحث اشتراك و ترادف، به نظر استاد، اشتراك يا وضع يك واژه براى چند معنا با حكمت وضع سازگار نيست؛ زيرا لفظ نشانهاى براى معنا است تا آنها را از هم جدا سازد. از اينرو به نظر مىرسد اشتراك به خاطر چندگانگى و دورى سرزمينها به وجود آمده است. ترادف يا وضع چند واژه براى يك معنا نيز برخلاف حكمت وضع است؛ زيرا براى رساندن يك معنا، اشاره با يك لفظ كافى است، پس وجود ديگر الفاظ، بيهوده و لغو خواهد
[١] . فصلت، آيه ٣٩؛ و از نشانههاى او اين است كه تو زمين را فسرده مىبينى و چون باران بر آن فرو ريزيم به جنبش در آيد و بر دمد.
[٢] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٥، صص ٦٦- ٦٥؛ سيد قطب، التصوير فنى فى القرآن، صص ١١٨- ١١٧. براى نمونههاى قرآنى بيشتر ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٥، صص ١٠٧- ٥٤.
[٣] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٥، صص ٤٥- ٤٤.