معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٢٢ - عدم طرح برخى مباحث نظرى اسباب نزول
منابع يارى مىكرد، مستندات خود را از منابع غنى شيعى نقل مىكردند، هرچند در آن موضوع، منابع اهل سنت فراوانتر و احياناً چشمگيرتر مىبود. در مبحث اسباب نزول حتى يك مورد هم در مقام تأييد، سبب نزولى را از منابع اهل سنت نقل نكردند. اين بدان جهت بود كه استاد باور داشت كه در اين حوزه، ميراث شيعى كاملًا غنى است و بايد اين ميراث به جهان اسلام و اهل سنت معرفى و احيا شود. اين مسأله را بايد بهعنوان يك اصل كلى معرفى كرد كه استاد در همه موارد، با توجه به آن پايبند بوده است. اين پايبندى ناشى از باور عميق استاد به ميراث شيعى مأثور از مكتب اهل بيت (ع) بوده است. وگرنه براى كسى كه مخاطب اصلى آثار خود را كل جهان اسلام، اعم از شيعه و اهل سنت مىدانست، اگر آن باور عميق و اعتقاد مذكور نبود، لازم بود براى مقبوليت بيشتر آثارش بهصورت گستردهتر به منابع اهل سنت نيز استناد جويد. در اين راستا تمام روايات اسباب نزولى را كه استاد در مقام تأييد نقل كردهاند، از آثار تفسيرى و حديثى شيعه مانند كافى، مجمع البيان، تفسير عياشى، بصائر الدرجات، وسائل الشيعه، تفسير البرهان بحرانى و ... بوده است. و آنچه از اسباب نزول از منابع حديثى و تفسيرى اهل سنت نقل شده، در مقام نقد آنها برآمده است.
عدم طرح برخى مباحث نظرى اسباب نزول
پارهاى از مباحث اسباب نزول وجود دارد كه استاد درباره آنها اظهار نظرى نكردهاند. از قبيل مسأله تكرار نزول، تعابير صريح در سبب نزول يا دال بر سبب نزول، نزول آيه به دنبال سبب و حادثه، نزول چند آيه متفرق به دنبال يك سبب، برخى از فوايد سبب نزول، مانند نقش سبب نزول درباره حكمت تشريع حكم[١] و ... به نظر مىرسد كه اين مباحث مورد قبول استاد نبوده و يا دست كم نزد ايشان ثابت نبوده و لذا از طرح اين مباحث پرهيز كردهاند. چه
[١] . براى آگاهى مشروح از اين مباحث، ر. ك: محمد عبدالعظيم زرقانى، مناهل العرفان، ج ١، صص ١٠٣- ٨١.