معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١٤ - ملاكهاى صحت و مقبوليت روايات اسباب نزول
٣. چنانچه در روايت تعبير نَزَلَتْ هذه الايةُ في كذا آمده بود و از صحابى شاهد نزول وحى نقل شده بود، حكم حديث مسند و مرفوع داشته بهعنوان سبب نزول معتبر است.
٤. چنانچه روايت سبب نزول از تابعى نقل شده بود، با دو شرط حكم حديث مرفوعِ مرسل داشته و پذيرفته است. نخست آنكه سند روايت تا فرد تابعى صحيح باشد؛ دوم آنكه آن تابعى از پيشوايان در تفسير باشد كه تفسير را از صحابه گرفتهاند. مانند مجاهد، عكرمه و سعيد بن جبير و يا اگر از پيشوايان در تفسير نبود، روايتش با روايت مرسل ديگرى تقويت شود.[١]
اما اين ملاكها مورد اتفاق همه دانشمندان نيست و نمىتواند مشكل ضعف و جعل روايات را حل كند، به همين جهت سيوطى در بخش ديگرى از سخنش، راه حل ديگرى نيز ارائه داده است كه نه تنها از مشكل نكاسته، بلكه بر آن افزوده است. او مىنويسد:
اگر ذيل يك آيه، دو روايت اسباب نزول ذكر شده بود، چنانچه هر دو روايت مشتمل بر عبارت نَزَلَتْ هذه الايةُ في كذا بود هر دو تفسير آيه است، و اگر يكى مشتمل بر عبارت «فانزل الله» يا «فنزلت» بود، آن يكى تفسير و اين يكى سبب نزول است، و اگر هر دو روايت مشتمل بر عبارت «فانزل الله» يا «فنزلت» بود، اگر يك رواى شاهد نزول وحى بوده و ديگرى نبوده، همان روايت كه راويش شاهد نزول بوده سبب نزول است، و چنانچه هر دو شاهد نزول بودهاند، چنانچه ميان دو حادثه فاصله زمانى مشخص و معلوم باشد، بر تكرار نزول آيه حمل مىشود و در غير اين صورت بايد گفت هر دو حادثه، سبب نزول آيهاند. و اگر از يك حادثه ذيل چند آيه ياد شده بود، بايد گفت كه يك حادثه سبب نزول چند آيه بوده است.[٢]
از نظر استاد معرفت، هيچ يك از اين معيارها با اين اطلاق و اين صورتى
[١] . ر. ك: جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ١١٧؛ و نيز ر. ك: محمد عبدالعظيم زرقانى، مناهل العرفان، ج ١، ص ١١٤.
[٢] . پيشين، ص ١١٧- ١٢٦.