معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٣ - تحليل و بررسى
به اصل مستند ولفسن، معلوم مىشود كه برداشت وى اشتباه بوده است.[١]
از ظواهر عبارتهاى برخى عارفان مانند محىالدين، ديدگاه پيشگفته استظهار مىشود. محىالدين، نفس نبوى را مترجم قرآن مىداند و با اشاره به آيه «علمه البيان» مىنويسد:
فينزل عليه القرآن ليترجم منه بما علّمه الحق من البيان الذي لم يقبله الا هذا الانسان ... و ظهر في قلبه علي صورة لم يظهر بما في لسانه فان الله جعل لكل موطن حكماً لايكون لغيره و ظهر في القلب احدي العين فجّسده الخيال و قسمه فأخذه اللسان فصيره ذاحرف و صوت و قيد به سمع الآذان و ابان انه مترجم عن الله ... فالكلام لله بلاشك و الترجمة للمتكلم به كان من كان.[٢]
البتّه در مكتب محىالدين، پيغمبر پيش از نزول معنوى قرآن، از باطن آن نيز آگاه بود كه تبيين آن موضع ديگرى را مىطلبد. وى همچنين دريافتِ وحى به شكل شنيدن وحى از جبرئيل و تقليد پيامبر از او را بر نمىتابد كه در صفحات آينده، عبارت وى خواهد آمد.
تحليل و بررسى
در تحليل اين نظريه، نخست بايد موضوع نزول معنايى آن روشن شود كه مقصود از نزول معنا به وسيله فرشته چيست؟ اگر مقصود، وجود غيبى و عقلى يا مثالى حقيقت قرآن باشد، به نظريه عرفانى رجوع مىكند كه خواهد آمد؛ امّا اگر مقصود، معناى لفظ از نوع اعتبارى باشد، اصل تقرير انتقال امر اعتبارى به وسيله فرشته مجرّد به نفس نبوى، مشكل و قابل تأمّل است.
احتمال سوم اين است كه مقصود، الهام و افكندن معنا و نوعى علم از سوى فرشته يا خداوند در قلب پيغمبر باشد؛ براى مثال، حقيقت و معناى
[١] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٥٧ پاورقى. در اينجا ما براى اطلاع و داورى خواننده فاضل عين عبارت اشعرى را گزارش مىكنيم:
« انّه قال: انّ الله سبحانه خلق الجوهر و الاعراضُ الَتي فيه فعل الجوهر و انما هي فعل الطبيعة، فالقرآن فعل الجوهر الذي هو فيه بطبعه فهو لاخالق و لامخلوق و هو محدث للشيء الذي هو حالّ فيه بطبعه»،( مقالات الأسلاميين، ج ٢، ص ٢٥٧).
[٢] . ر. ك: الفتوحات المكيه، ج ٣، ص ١٠٨.