معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١١ - ارزش منابع اسباب النزول
اهل سنت به صحت سند روايت معتقدند، نقد سند ثمر بخش نخواهد بود و مشكلى را حل نمىكند، جز اينكه بر كشمكشهاى فرقهاى مىافزايد و فاصله ميان ما با اهل سنت را بيشتر مىكند. آنجا كه متن سند سراسر كذب است و ناسازگار با شأن و منزلت پيامبر، چه نياز به نقد. سند؛ حتى اگر سلسله متن روايت صحيح هم باشد و مورد اتفاق و اجماع همه مسلمانان، آن روايت از هيچ ارزش و اعتبارى برخوردار نخواهد بود. بر همين اساس استاد براى نقد اين روايت، شواهد كذب و جعل را از درون متن آن نشان دادهاند. ايشان در نقد روايت مىنويسد:
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْليسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ.[١]
كسانى كه چنين روايتى را نقل مىكنند و چنين پندارى را نسبت به رسول خدا روا مىشمارند پيروان ابليساند.
چگونه اينان به پيامبر اسلام گمان جهل به احكام اسلام دارند- پناه مىبريم به خدا- و تلاش مىكنند به هر قيمتى منقبتى را براى پسر خطاب بتراشند حتى به قيمت فروكاستن از قداست رسول خدا و اثبات منقصتى براى كرامت آن حضرت! بلكه اين نفس آنها است كه ايشان را فريفته و به ترويج چنين پندارهاى باطلى روى آوردهاند.
اولًا: پيامبر (ص) معصوم است، و همه افعال و اقوال و حتى تقرير آن حضرت، سنتى است كه بايد از آن پيروى شود و براى احدى به هيچ وجه جايز نيست در امور مربوط به شريعت، رو در روى پيامبر بايستد و آن حضرت را به كارى امر و يا از عملى باز دارد. آنچه عمر انجام داد، چيزى جز پيشى گرفتن بر پيامبر و خروج از طاعت و تسليم، و مخالفت صريح با آيه شريفه لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ[٢] نمىباشد.
ثانياً: چگونه عمر آگاه شده است كه نماز بر منافق در شريعت اسلام حرام است، در حالىكه هنوز آيهاى در تحريم آن نازل نشده است؟ آيا اين مجوز آن نيست كه چيزهايى به عمر الهام شود كه مبلّغ شريعت و دين از آنها آگاهى ندارد؟
[١] . سبأ، آيه ٢٠.
[٢] . احزاب، آيه ٢١.