معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٨ - مدخل
جمعى از صحابيان برد، آنان نپذيرفتند و گفتند «ما نيازى به آن نداريم، مصحف عثمان در دست ما است». غافل از آنكه مصحف حضرت على (ع) در حدود يك دهه و نيم پيش از آن جمع و تدوين شده بوده است. ديگر قول او است كه مىگويد وقتى مصحف حضرت على (ع) را از ايشان نپذيرفتند، خداوند آن را به آسمان برد. و بعد ادعا مىكند كه اين مصحف نزد ائمه اطهار (ع) محفوظ است كه گاه در خلوتهايشان آن را تلاوت مىكنند. و نظاير اين تهافتها.[١]
فصل بعد «پندارهاى صاحب فصل الخطاب/ محدث نورى» نام دارد. ادعاهاى او به اختصار از اين قرار است:
١. تحريف در عهدين واقع شده و واجب است كه رويدادهاى اهم گذشته، در امت اسلام پيش آيد. [و چون در اين باره پيشتر بحث به ميان آمد، به تفصيل نمىپردازيم].
٢. شيوههايى كه جامعان قرآن در آن عهد در پيش گرفته بودند، چون به همه قرآن احاطه نداشتند، به از دست رفتن آيات و عباراتى منتهى مىشد. در پاسخ اين مسأله، مؤلف دانشور به تاريخ قرآن استناد مىكند كه قرآن در زمان رسول الله (ص) از نظر آيات و عبارات و تكميل و كمال هر سورهاى مجموع بود، اما مدون و به شكل مصحف نبود، جامعان مصاحف عثمانى آنچه را كه مكتوب و محفوظ بود، بهصورت كتاب بين جلدين در آوردند.[٢]
٣. آنچه اهل سنت در توجيه رواياتشان [در مورد تحريفپذيرى قرآن] گفتهاند و تحريف را آيات منسوخ التلاوه دانستهاند، حرفى لغو است و در آنها به اين امر صراحت هست كه اكثر تحريفها به دست خود عثمان انجام گرفته است.
مؤلف در پاسخ به ايراد سوم محدث نورى مىگويد: آنچه او بيان مىدارد، يعنى اشاره به تحريف در كتب حديث اهل سنت، بر اثر بى دقتى محدثان در آن كتابها راه يافته و چنانكه پيشتر ملاحظه شد، وزن و اعتبار علمى ندارد.
[١] . همان، صص ١٦٨- ١٥٨.
[٢] . همان، ص ١٧٠.