معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٦١ - نظر استاد معرفت(ره)
بيان امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) يبين الألسن و لا تبينه الألسن[١] توصيف شده، باز هم از انتقال همه مافىالضمير متكلم به مخاطب عاجز است، از اينرو گاه متكلم با ايجاد زير و بم در صورت يا حركت دادن مناسب و به موقع دست و تغيير چين و چروك صورت و چشم و ابرو و بيان مثال، سعى دارد مطلب را براى مخاطب كاملًا ملموس كند؛ كارهايى كه به كتابت درنمىآيد.
بر اين پايه، پيدا شدن متشابه امرى طبيعى و لازمه تنزل مفاهيم فراطبيعى در قالبها و واژههاى محدود است و تقسيم تشابه به اصلى (ذاتى) و عارضى كه در ذيل كلام استاد معرفت (ره) آمده، با آنچه در صدر گفتارشان است، به نظر قاصر راقم سطور، سازگار نيست، زيرا تشابه اصلى و عارضى نداريم و به قول حافظ:
|
هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست |
ور نه تشريف تو بر بالاى كس دشوار نيست |
|
به تعبير خود استاد: قصور به قابل برمىگردد و به شئون فاعل ارتباطى ندارد.[٢] و چه زيبا و به جا مرحوم علامه طباطبايى (قدس سره) به آيه أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً[٣] استشهاد كردهاند كه معارف حقه الهيه مانند آبى است كه خدا از آسمان فرو مىفرستد. اين آب مطلق و بدون تقيد به كيفيت و كميت است؛ ولى چون به عرصه طبيعت مىرسد، در باديههاى كوچك و بزرگ، اندازههاى مختلف به خود مىگيرد و در مسير خود، گاه دچار كف مىشود و ... اما سرانجام آن آب است كه در زمين فرو مىنشيند و زمين مرده را حيات دوباره مىبخشد.[٤]
بر اين اساس، بايد همه متشابهات را عارضى دانست، نه آنگونه كه راه را براى عروض متشابهات ديگر باز بدانيم.
به بيان شيواى يكى از مفسران معاصر: اگر همه مردم در حدّ نبى اكرم (ص) بودند، مىتوانستند همه معارف قرآن را بهصورت محكم از مقام «لدن» يا در
[١] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٦٣٢.
[٢] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، ص ٣٩٣.
[٣] . رعد، آيه ١٧.
[٤] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣، صص ٦٢- ٦١.