معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩ - محتواى اصلى كتاب
قرآن از باورهاى عرب استفاده كرده؛ اما بدان اعتراف نكرده، يعنى قرآن براى استشهاد و اثبات مدعاهاى خود در جهت تربيت و ترويج فضائل، از باورهايى كه عرب داشته استفاده كرده؛ و اين تقريباً همان فن جدل و خطابه است كه مسلّم و پذيرفته شده است. يعنى انسان براى اثبات مقصود خودش، از مطلبى كه خصم پذيرفته و باور دارد، استفاده كند؛ بدون اينكه آن را خودش قبول داشته باشد. ولى چون طرف مقابل پذيرفته و باور دارد از آن بهعنوان پل براى رسيدن به هدف استفاده مىكند. اين مانعى ندارد. قرآن هم همين كار را كرده است؛ و در نتيجه به هيچ يك از اين باورهاى عرب كه بهعنوان شاهد آورده اعتراف نكرده است.
كسانى كه نظريه سوم را باور دارند، اين سخنان را در سنگر دفاع از قرآن اظهار مىكنند، تا بگويند اگر در قرآن بعضى از حوادث تاريخى يا برخى مطالب بر خلاف تاريخ يا بر خلاف علم وجود دارد، شما به قرآن خرده نگيريد؛ چون قرآن خودش اينها را قبول ندارد، بلكه اينها را بهعنوان ابزار استفاده كرده و در مقام خطابه و جدل گفته است، و اين راه عقلائى است كه انسان از باورهاى طرف بهره بگيرد براى هدف تربيتى، بدون اينكه هيچگونه اعترافى داشته باشد.
مثال فارسى بزنم؛ در فارسى مثالى داريم «نوشدارو پس از مرگ سهراب» ... اين ضربالمثل را از يك افسانه گرفتهاند؛ چون ما درتاريخ نه رستمى داريم، نه سهرابى داريم؛ نه افراسيابى؛ همه اينها افسانه است، ولى متداول است و هيچ گونه اشكالى ندارد كه انسان بر مبناى يك افسانه كه پذيرفته شده يك ملّت است، ضربالمثلى را اقتباس كند.
قرآن همين گونه است و اساساً به هيچ يك از حوادث تاريخى كه در قرآن آمده مانند قصه طوفان، قضاياى نمرود، داستان فرعون و موسى، ماجراى شكافتن دريا و .. باور ندارد. تمام اينها يك سرى از باورهاى عرب بود و قرآن از اينها استفاده كرده است، پس اعتراض نكن كه: طوفان چه؟ قصه شكافتن دريا يعنى چه؟ زيرا پاسخ مىدهيم كه عرب اينها را باور داشته و قرآن از اينها استفاده كرده، شما به گردن قرآن نگذاريد كه به چيزى كه واقعيت ندارد گردن نهاد. نه گردن نهاده، بلكه فقط خواسته بهعنوان يك پل استفاده كند. نظريه قبلى مىگفت اينها همه صحنهسازى است و صحنههاى تخيّلى؛ اين نظريه مىگويد اينها باورهاى