معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٧٢ - ٣ بلندى معنا و ظهور مذاهب جدلى دو عامل تشابه در قرآن
حالى كه وضع آن به گونهاى است كه پيرو هر مذهب براى اثبات مذهب خود مىتواند به آن تمسك جويد، مانند جبرى، قدرى، طرفداران رويت خداوند و منكران آن.[١]
استاد معرفت معتقدند عامل تشابه اصلى، بلنداى معانى پارهاى اندك از آيات قرآن است و عامل تشابه عرضى، ظهور مكاتب، مذاهب و نظريههاى جدلى در علم كلام بوده است كه در عصرهاى بعدى پديد آمده است.
وى درباره عامل اول مىگويد:
قرآن مفاهيمى جديد آورد كه از طبيعت جامعه بشرى آن زمان ناشناخته بود به خصوص منطقه حجاز كه از انواع فرهنگها خشكيده شده بود و اين درحالى بود كه قرآن ملتزم بود در تعبيرهاى كلامى خود، همان اسلوب كلامى آنان را رعايت كند و اين چيزى بود كه سبب تشابه گرديد؛ زيرا الفاظ عرب آن زمان براى معانى ابتدايى و مادى وضع شده بود و نمىتوانست حامل مفاهيمى عالى و با افقى وسيع گردد. به همين دليل فهم آنان از درك حقايق اين آيات كوتاه بود.
ايشان درباره عامل تشابه عرضى مىگويند:
عرب صدر اسلام با فطرت سالم خود و با توجه به عرف و اسلوب كلام رايج، معانى بسيارى از آياتى كه بعدها جزو آيات متشابه شدند را مىدانست. اما بعدها به واسطه شبههافكنى مذاهب جدلى- كلامى كه از قرن دوم شروع شد، اين آيات براى آنان مبهم و متشابه گرديد.[٢]
درباره آنچه كه استاد معرفت بيان داشتهاند، چند نكته قابل پيگيرى است:
١. پيرامون تشابه عرضى بايد گفت: اگر خود آيات قرآنى در معناى معين ظهور دارند، ديگر قابل برداشت غيرصحيح نيستند و شبههزا هم نخواهند بود؛ مگر كسى بخواهد از ظهور آيات صرفنظر كند. آرى! در طول تاريخ افرادى بودهاند كه منكر تحقق ظهور آيات قرآن بوده و يا آن را حجت نمىدانستند، اما چنين رويكردى به تشابه ربطى ندارد تا نام تشابه عرضى بر آن نهاد؛ زيرا كلمات آن شبههزا نيست و تشابهى ايجاد نمىكند.
[١] . ر. ك: فخرالدين رازى، التفسير الكبير، ج ٤، صص ١٨٦- ١٨٥؛ محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، ص ١٦.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، ص ٢٣.