معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٦ - ٨ نقد و بررسى روايات مورد استناد محدث نورى
چنانكه پيدا است، فقراتى كه در لابهلاى آيات آمده به تفسير يا تطبيق آيات ناظر است. و مقصود آن نيست كه اين فقرات جزو قرآن منزل بوده و آنگاه اسقاط شده است. چنانكه كلمه «يعنى» در بخش پايانى روايت گواه مدعا است.[١]
ب. روايات ناظر به قرائات خاص اهل بيت (ع)؛ در شمارى از روايات، قرائاتى به ائمه (ع) نسبت داده شده كه با قرائت متواتر و متداول ميان مسلمانان مخالف است. اين قرائات از نگاه آيتالله معرفت و نيز استاد ايشان آيتالله خوئى (رحمةالله عليه) فاقد حجيتاند.[٢] از اينرو به اين دست از روايات نمىتوان عمل كرد. از سويى حتى با فرض صحت اين دست از روايات، به هيچ روى نمىتوان از آنها تحريف قرآن را اثبات كرد. زيرا القرآن شئ و القرائات شئ آخر، نظير روايت: يحكم به ذو عدل منكم كه فقره «ذو اعدل» در قرائت متعارف را «ذو عدل» دانسته است.[٣]
ج. رواياتى كه در آنها لفظ تحريف آمده و مقصود تحريف معنوى [=تفسير به رأى] است، نه تحريف لفظى؛ نظير روايت امام صادق (ع):
خدايا آنان را كه پيامبرانت را تكذيب، كعبهات را ويران و كتابت را تحريف كردهاند، لعنت كن.[٤]
گواه اين مدعا، روايتى ديگر از امام باقر (ع) خطاب به سعد الخير است كه در آن آمده:
آنان حروف و الفاظ قرآن را پاس داشته، اما حدود آن را تحريف كردند.[٥]
د. روايات بيانگر فزونىهايى در آيات كه بهمنظور تفسير آيات ارائه شده است. نظير روايتى كه در آن آمده است در مصحف ائمه (ع) در سوره بينه نام هفتاد تن از قريشيان آمده است. و مقصود از اين روايات تبيين، اسباب النزول است.
[١] . همان، صص ٢٤١- ٢٤٠.
[٢] . براى تفصيل بيشتر ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٢٥٦.
[٣] . تحريفناپذيرى قرآن، ص ٢٤٦.
[٤] . همان، ص ٢٤٨.
[٥] . همان.