معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٨ - ٦ انتساب ناصواب شيعه به بهرهبردارى فرقهاى از نظريه بطن قرآن
زياده و يا نقصيه هستند.
گفته ذهبى هم چنين در خصوص عدم اعتماد اماميه بر قرآن موجود، نادرست بوده و اماميه همواره در تفسير قرآن بر قرآن موجود اعتماد كرده است و آن را منشأ تفسير خود در احكام و مسائل فردى و اجتماعى قرار دادهاند. ضمن آنكه ذهبى هيچ دليلى بر گفته خود ارائه نكرده است و در روايات اماميه آمده كه قرآن فعلى معتبر است؛[١] البته در ميان شيعه، اندكى، معتقد بر تحريف شدهاند كه مستند آنها هم روايات ضعيفى است كه نادرستى آن روايات معلوم شده است آن چنان كه در بين اهل سنت هم گروهى بر «نسخ التلاوه» اعتقاد دارند كه نوعى تحريف شمرده شده است.[٢] مثال ذهبى در خصوص آيه تبليغ هم مربوط به اختلاف قرائات است كه نزد شيعه، اعتبار نداشته و روايات مذكور در بيان شأن نزول و تفسير آيه است و نه بيان قرائت و كلمات قرآن موجود.[٣]
٦. انتساب ناصواب شيعه به بهرهبردارى فرقهاى از نظريه بطن قرآن
ذهبى بر اماميه خرده مىگيرد كه آنها نيز مانند ديگر فرق اسلامى معتقدند قرآن ظاهر و باطنى دارد؛ ولى از باطن قرآن به گونهاى استفاده مىكنند كه مؤيد مذهب خودشان است. او مىگويد:
شيعه دوازده امامى مىگويند قرآن ظاهرى و باطنى دارد و اين قول حقيقتى است كه آن را قبول داريم، زيرا احاديثى صحيح از پيامبر (ص) بر آن تصريح دارد كه قرآن داراى باطنى است ... ولى باطنى كه نزد شيعه مورد قبول آنها است، موافق با ذوق و مشرب فكرى آنها است[٤] و آنها براى اثبات امامت امامان خود بر باطن روى آورده و براى باطن مرزى قائل نبوده و آن را تا هفتاد بطن مىدانند.[٥]
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٢٥.
[٢] . البيان فى تفسير القرآن، ص ٢٠١.
[٣] . صيانه القرآن عن التحريف، ص ٢٠٦.
[٤] . التفسير و المفسرون، ج ٢، ص ٢٥.
[٥] . همان، ج ٢، ص ٢٨