معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٤ - فصل اول ديدگاه علامه طباطبايى(ره) درباره حقيقت قرآن
قرآن در آغاز، حقيقت واحد غير مفصّل بوده است.
روشنتر از آيه ياد شده، اين آيات است:
وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ* هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ؛[١]
وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ* ... بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ.[٢]
از اين آيات، بهويژه از آيات اخير (سوره يونس) بهخوبى استفاده مىشود كه مسأله تفصيل و جداسازى امرى است كه بر قرآن كريم عارض شده است، پس كتاب فىنفسه چيزى است و تفصيلى كه بر آن عارض شده، چيز ديگر، و كفارى كه كتاب را تكذيب كردند، تكذيب آنها مربوط به تفصيل كتاب و ناشى از آن است كه فراموش كردند اين تفصيل به چه چيز بر مىگردد و به زودى آن را در قيامت مىفهمند.
گفتنى است كه اين آيه، اشعار به اين معنا نيز دارد كه «اصل الكتاب» (كتاب اصلى) تأويلِ «تفصيل الكتاب» (كتاب خواندنى) يعنى قرآن است.
آيات زير واضحتر از آيات پيشگفته است:
حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ.[٣]
ظهور اين آيات در آن است كه «كتاب مبين» غير از «قرآن عربى» است كه لباس قرائت و عربيت براى فهم مردم بر آن پوشيده شده است. همين كتاب سابقهاى در «ام الكتاب» دارد؛ مقامى بلند نزد خداوند كه عقول را بدان راهى نيست؛ كتابى كه حكيم است؛ يعنى فصل فصل و جزء جزء (آيه آيه و سوره سوره) نيست. در آين آيه «كتاب مبين» بهعنوان اصل قرآن عربى مبين تعريف شده است:
فإنه ظاهر في أن هناك كتاباً مبيناً عرض عليه جعله مقرواً عربياً و إنما أُلبس لباس
[١] . اعراف، آيات ٥٣- ٥٢.
[٢] . يونس، آيات ٣٩- ٣٧.
[٣] . زخرف، آيات ٤- ١.