معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١٢ - تواتر
قرّاء سبعه متواتر است، ولى از قرّاء تا پيامبر (ص) در مورد برخى از آنان حتى سلسله سند آحاد بهطور متصل ثابت نيست تا چه رسد به سند متواتر؛ بهعنوان مثال ابن عامر يكى از قراء سبعه است كه ابن جزرى در سند قرائت او نُه قول ذكر كرده است و نهايتاً ترجيح مىدهد كه او بر مغيرة بن أبىشهاب مخزومى و او بر عثمان بن عفان و او بر پيامبر (ص) قرائت كرده است. سپس از برخى نقل مىكند كه معلوم نيست ابن عامر قرائت را از كه آموخته است.[١]
افزون بر اين، آنچه بهعنوان سلسله سندِ قرائات مطرح شده، سلسله استادان قرّاء است كه نزد آنان فنّ قرائت را آموختهاند و چنانكه اساتيد آنان در ارائه قرائات مختلف اجتهاد مىكردهاند، آنان نيز اجتهاد كرده و احياناً قرائتهاى جديدى را مطرح ساختهاند؛ لذا در بين قرّاء معمول نبوده است كه قرائت خود را طى سلسله سندى به پيامبر (ص) اسناد دهند.[٢] بلكه در دفاع از قرائت خود نوعاً به دلايل و توجيهات ادبى و لغوى استناد كردهاند؛ از اينرو برخى از نويسندگان در اين خصوص كتابهايى تأليف كردهاند. بهعنوان مثال، ابن خالويه (م ٣٧٠ ه) الحجة فى القرائات السبع را نگاشته است و ابوعلى فارسى (م ٣٧٧ ه) كتابى با عنوان الحجة للقراء السبعة تأليف كرده است. ابوزرعة بن زنجلة نيز كتاب حجة القرائات را پيش از سال ٤٠٣ نگاشته است.[٣]
بر اين اساس امينالاسلام طبرسى در مجمعالبيان پس از ذكر قرائاتِ گوناگون، در بخشى زير عنوان «الحجة» دلايل و توجيهات هر يك از قرائات را بيان مىكند. اين مطلب دليل روشنى بر عدم تواتر قرائات سبع و امثال آن است؛ زيرا اگر اين قرائات به تواتر از پيامبر (ص) نقل شده بود، براى صحت و اعتبار آن به دلايل اجتهادى نيازى نبود.
از جمله دلايل عدم تواتر قرائات مشهور، مخالفت شمارى از بزرگانِ پيشين با برخى از آنها است؛ استاد معرفت رحمةالله عليه در اين باره مىنويسد:
استوارترين دليلى كه ما را به عدم تواتر قرائات رهبرى مىكند، مخالفت
[١] . محمدهادى معرفت، تلخيص التمهيد، ص ٢٥٤- ٢٥٥، به نقل از طبقات القراء، ج ١، ص ٤٠٤.
[٢] . ر. ك: محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ١٩٤.
[٣] . ر. ك: احمد سعد محمد، التوجيه البلاغى للقراءات، ص ٥٠٧.