معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٩ - اهم ديدگاههاى استاد معرفت در زمينه محكم و متشابه
جرش ياد شده و به معناى سريان پيامهاى قرآن نسبت به اشخاص و امتها مختلف است.[١] ج. تأويل به معناى وجود عينى و خارجى اشياء آنگونه كه ابن تيميه تبيين و علامه طباطبايى با اندكى تفاوت، ديدگاهى مشابه آن ارائه كرده كه مآلًا به معناى برخوردارى قرآن از وجود ماورايى ديگر غير از وجود ظاهرى كنونى است؛ از نظر استاد معرفت مردود اعلام شده است. به اعتقاد ايشان، اين نظريه برگرفته از مبانى عرفانى است. آياتى نظير:
وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ[٢]
به معناى وجود حقيقت ديگر براى قرآن نيست و لوح محفوظ و كتاب مكنون به معناى علم الاهى است.[٣]
٤. واو در آيه تأويل واو عاطفه است. افزون بر شواهد ادبى، سياق آيه و روايات نيز اين مدعا را تأييد مىكند. بنابراين ادعاى انحصار آگاهى از تأويل متشابهات به خداوند به هيچ وجه قابل پذيرش نيست.[٤]
٥. راسخان در علم و آگاهان به تأويل متشابهات در درجه اول عبارتند از پيامبر و اهل بيت (ع) و در مراحل بعد به تناسب رسوخ در علم، ساير عالمان را در بر مىگيرد.[٥]
٦. يكى از بهترين مبانى در برخورد آيات متشابه، قاعده خذوا الغايات و اتركوا العبادى است. بر اساس اين قاعده در تحليل صفات الاهى دچار تعطيل يا تشبيه نخواهيم شد. به اين معناى كه بايد نتيجه يك صفت را به خدا نسبت داده و مبادى و مقدمات مادى آن را از خداوند استثنا كنيم. مثلًا ديدن خداوند به معناى علم و آگاهى به مبصرات است كه لزوماً برخوردارى از چشم، وجود نور، انعكاس مرئى در عدسى چشم و ... را به همراه ندارد.[٦]
[١] . همان، صص ٣١- ٢٨.
[٢] . زخرف، آيه ٤.
[٣] . محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، صص ٣٤- ٣١.
[٤] . همان، صص ٤٤- ٣٨.
[٥] . همان، صص ٤٩- ٤٧.
[٦] . به عنوان نمونه ر. ك: همان، ص ٣٢٢.