معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٦ - رهيافت سوم نزول معنايى دفعى قرآن
اين استدلال و اعجاز قرآن در صورتى صدق مىكند كه قرآن را كلام الهى بدانيم، اما وقتى الفاظ آن كلام پيامبر (ص) باشد، كلام بشرى شده و با آوردن نظير آن، قرآن از اعجازيت خارج مىشود.
استاد در تبيين اين دليل مىنويسد:
اين احتمال با مسأله اعجاز و تحدّى- كه بيشتر در جنبه لفظ و تنظيم عبارات متمركز است- منافات دارد، زيرا گستره تعجيز شامل پيامبر نيز مىگردد.[١]
به ديگر سخن، معجزه بودن قرآن به مردم اختصاص ندارد و شامل خود پيامبر نيز مىشود، به اين معنى كه وى نيز به آوردن مثل قرآن و يك سوره عاجز است.[٢]
رهيافت سوم: نزول معنايى دفعى قرآن
نظريه پيشين بر اين باور بود معانى آيات قرآن كريم در طول ٢٠ سال بهصورت تدريجى و بر حسب شأن نزول بر قلب پيامبر (ص) نازل مىشده است. اما نظريه ديگر، اصل نزول معنايى قرآن را هرچند مىپذيرد، اما خاطرنشان مىسازد اين نزول نه تدريجى، بلكه يكجا و به تعبير مفسران دفعة واحدة بوده است. البته اين نظريه نزول لفظى قرآن در طول ٢٠ سال را نيز مىپذيرد و طرفداران آن معتقدند بين اين دو نظريه (نزول معنايى دفعى و نزول لفظى تدريجى) تعارضى وجود ندارد.
بعض قائلان در تبيين تفاوت آن دو نزول تأكيد مىكنند كه نزول معنايى، دفعى، نزول معنايى، كلى و اجمالى و نه تفصيلى است.
بعضى ديگر نيز مدعى نزول همان قرآن در شب قدر به پيامبر (ص) هستند كه منشأ دو قول مىتواند عبارات روايات مانند جملة واحدة باشد كه آيا به نزول محتواى كلى يا به نزول كامل با جزئيات دلالت مىكند كه توضيح آن در
[١] . همان.
[٢] . همان، ص ٥٩.