معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٦٦ - قائلان به صرفه و دلايل آنان
قائلان به صرفه و دلايل آنان
ابواسحاق نظام، جاحظ، ابن حزم ظاهرى، ابن سنان حفاجى و شريف مرتضى، از جمله معتقدان به صرفه هستند كه فشرده سخن و دلايل آنان چنين است:[١]
١. نظام مبدع اين نظريه مىگويد در نثر و نظم عرب، سخنان فصيحى كه شبيه به قرآن باشد وجود دارد. خفاجى و سيد مرتضى نيز به اين مطلب تصريح كردهاند. آنان به اين آيه استناد كردهاند كه در حكايت سخن عرب مىگويد:
لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا[٢]
يعنى اگر مىخواستيم ما نيز همانند اين را مىگفتيم. پس عرب در خود مىديد كه سخنى در سبك و ساختار قرآن بياورد، اما خداوند مانع كار آنان شد.
٢. ابن حزم اندلس بين اعجاز و جبر، پيوند برقرار كرده و معتقد است اگر منع خارجى نباشد، هيچ امتياز ذاتى در قرآن وجود ندارد. وى استناد مىكند كه آيات قرآن مراتب بلاغتش متفاوت است. او آيه قصاص را مثال مىزنند. گاه قرآن نامهايى را پياپى رديف مىكند. در اين كار چيز خارقالعادهاى وجود ندارد، پس نمىتوان اعجاز قرآن را بلاغت آن دانست. همينطور در قرآن، حكايت سخنان ديگران وجود دارد. زمانى كه آنها اين سخنان را مىگفتند، معجزه نبود، اما پس از آنكه قرآن آن را نقل كرد، به معجزه تبديل شد و ديگران از گفتن مثل آن بازداشته شدند. ابن حزم همين برهان را در اعجاز قرآن كافى مىداند.
٣. سيد مرتضى و همفكران او استناد كردهاند كه تفاوت بارزى ميان سورههاى كوتاه و سخنان برگزيده عرب وجود ندارد، وگرنه در تشخيص تفاوت آنها نيازى به مراجعه به كارشناسان فن نبود و هر كسى مىتوانست اين تفاوت را دريابد. او همينطور معتقد است نظم، قابل افزونى و برترى
[١] . تفصيل سخن آنان در صص ١٦٩- ١٤١ و خلاصه آن در صص ١٧١- ١٧٠ در جلد چهارم التمهيد نقل شده است.
[٢] . انفال، آيه ٣١.