معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٩٨ - سوم ديدگاه تفصيل در تفسير علمى
بعضى از مسلمانان در اثر غرق شدن در علوم طبيعى و مشابه آنها كه مبتنى بر حس و تجربه است، به مذهب اصالت حس، از فلاسفه اروپا متمايل شدند و بعضى به طريق اصالة العمل (كه ارزشى براى ادراكات قائل نيستند، مگر به مقدارى كه عملى بر آن مترتّب شود) گرايش پيدا كردند، از اين رو گفتند كه معارف دينى، با طريقه علمى (اصالت حسّ و مادّه) معارضت ندارد و موارد آيات مخالف اين نظر را، تأويل كردند و حتى معاد را با قوانين مادّى، تطبيق نمودند و گفتند روح مادّى است و از خواصّ مادّه بهدست مىآيد و نبوت يك نبوغ خاصّ اجتماعى است كه موجب قانونگذارى، براى ايجاد مصالح مىشود و نتيجه گرفتند كه روايات، به خاطر خلطى كه در آنها است، قابل اعتماد نيست و تفسير آيات قرآن، به طريق عقلى (كه در تفسيرهاى گذشتگان انجام مىشد) را هم، علم، باطل كرد (روش عقلى را علم باطل كرد) پس قرآن را بايد با علم تفسير نمود.
علامه در پايان چنين مىفرمايد:
انما الكلام في أنّ ما أورده علي مسالك السلف من المفسّرين (انّ ذلك تطبيقاً و ليس بتفسير) وارد بعينه علي طريقتهم في التفسير.[١]
آن اشكالى كه بر روش تفسير علماى گذشته وارد كردهاند كه تفسير نيست، بلكه تطبيق است (همان اشكال) بر ايشان نيز وارد است.
ولى علامه خود، در تفسير بعضى از آيات قرآن از علوم تجربى و نتايج آنها كمك مىگيرند؛ چنانچه در ذيل آيه شريفه:
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ؛[٢]
و حيات هر چيزى را از آب قرار داديم.
مىفرمايد:
منظور اين است كه آب دخالت كاملى در وجود هر موجود زندهاى دارد ... و در بحثهاى علمى جديد، ارتباط حيات با آب واضح شده است.[٣]
در ذيل آيه شريفه:
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، صص ٨- ٧، با تلخيص و ترجمه.
[٢] . انبياء، آيه ٣٠.
[٣] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٤، ص ٢٧٩( چاپ اسماعيليان).