معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٨٥ - ٢ دلالت نقل بر نزولى لفظى و سكوت آن از وجود قرآن مجرد بسيط
صورت وجود مقتضى و داشتن سند اثباتى مىتواند كاملًا مناسب باشد.[١]
لكن استاد نظريه اخير را- كه از علامه طباطبايى نقل مىكند- بر نمىتابد و بر آن تأملات زير را ذكر مىكند:
١. وحى و نزول قرآن مسأله نقلى
اولين تأمل استاد اين است كه مسأله وحى و چگونگى نزول، آن لذا در قالب «لفظ»، «معنا» يا «حقيقت مجرده» بيش از هر شىءاى مسأله نقلى و نه عقلى نظرى است و لذا بايد از ادله نقلى پيروى كرد و مقتضاى ادله نقلى نزد استاد نيز نزول لفظى تدريجى است.
والمسألة قبل كل شيء نقلية و ليست بالعقلية النظرية.[٢]
٢. دلالت نقل بر نزولى لفظى و سكوت آن از وجود قرآن مجرد بسيط
استاد معتقد است نظريه عرفا فاقد سند و دليل معتبر است،[٣] اما نظريه نزول لفظى به تأييد آيات قرآن رسيده است:
ظاهر آيات قرآن به همين قرآن [لفظى] كه در دست مردم است، اشاره دارد و از قرآن ديگر و حقيقتى ديگر پنهان از چشم همگان باشد سخن نمىگويد.[٤]
استاد با اشاره به آيات دال بر نزول قرآن در شب قدر خاطر نشان مىسازد كه مقصود از نزول قرآن، نزول قرآن معلوم و مشخص پيش مردم است و آن همان قرآن و آيات لفظى است نه حقيقت مجرد:
خداوند براى ابراز عظمت اين ماه (رمضان) و اين شب (ليلة القدر) مسأله نزول قرآن را در آن مطرح مىسازد و بايد اين مطلب قابل فهم و
درك شنوندگان باشد و از قرآنى سخن بگويد كه مورد شناسايى مردم بودهباشد.[٥]
[١] . تاريخ قرآن، ص ٤٢.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ١، ص ١٢٠.
[٣] . همان، ج ٣، ص ٣٣.
[٤] . محمدهادى معرفت، تاريخ قرآن، ص ٤٢.
[٥] . همان.