معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٢٠ - نقد انكار واقعگرايى در داستانهاى قرآن
انگاشتن ملاك سبب شده او برخى وقايع را كه تاريخى نبوده است، تاريخى قلمداد كند.
برخى حوادثى كه در قرآن ياد شده است، تاريخى نيست، بلكه با اسطورهشناسى مناسبت بيشترى دارد، از نمونههاى آن است: جريان درگيرى پسران آدم و كشته شدن يكى به دست ديگرى در حالى كه قاتل نمىدانست جسد را چگونه دفن كند؛ داستان طوفان و كشتى شگفتانگيزى كه نسل بشر را از انقراض رهايى بخشيد؛ حكايت عاد و پيامبرشان هود و هلاكت قوم او با بادى كه حامل عذابى دردناك بود؛ قصه صالح و ثمود و ناقه حيرتآورى كه يك روز او آب مىنوشيد و يك روز ساكنان آبادى؛ داستان شهرهاى قوم لوط كه با زمين لرزهاى كه به سبب انحرافات جنسى گريبانگير آنان شد، ويران گشت، نيز ماجراى اصحاب كهف كه بيش از سه قرن در نمازى به خواب عميق فرو رفتند. همين طور داستان ذوالقرنين، مردى كه سرزمينهاى گوناگون را فتح و سران و سلاطين را مطيع خود كرد، در برابر يأجوج و مأجوج سدى ساخت و خورشيد را ديد كه در چشمهاى گلآلود غروب مىكند.
خلف الله چگونه اين حكايتهاى خوشايند و ناخوشايند را تاريخ به شمار مىآورد؟ ناهنجارتر آنكه وى حكايت موسى و فرعون و خروج بنىاسرائيل از مصر و دچار ملخ، قورباغه، شپس و خون شدن فرعونيان، تبديل عصا به مار و اژدها و مانند آن را تاريخ مىپندارد و حال آنكه هيچ ملتى از مصريان بر تدوين تاريخشان حريصتر نبودند، اما در تاريخ مصر هيچ اثرى از اين حوادث نيست.[١]
نقد انكار واقعگرايى در داستانهاى قرآن
اگر به ديده تحقيق به ماجراهايى كه تاريخى بودن و واقعيت داشتنشان زير سؤال برده شده، بنگريم و آنها را ژرفكاوى كنيم، خواهيم ديد كه انعكاس واقع است، نه خيالى و تمثيلى. امروزه نشانهها و آثار بيشتر قضايايى
[١] . ر. ك: نقد شبهات پيرامون قرآن، صص ٥٤٨- ٥٤٦؛ الفن القصصى فى القرآن، صص ٤١٦- ٤١٤.