معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٤ - اهل سنت در برابر روايات«سبعة أحرف»
مردم بىسواد بودند و جز اندكى از آنان نمىنوشتند و براى اهل هر زبانى بهكارگيرى غير آن زبان مشقت دارد، لذا تبديل الفاظ در صورت هممعنى بودن براى آنان مجاز بود؛ امّا هنگامى كه با سواد در بين مردم زياد شد و با زبان رسول خدا (ص) هماهنگى يافتند، به شيوه آن حضرت قرائت كردند. بنابراين جواز قرائت با حروف هفتگانه، به اقتضاى ضرورت تنها در يك برهه خاص بود و با برداشته شدن ضرورت برداشته شد.[١]
طبرى مىنويسد:
عثمان مردم را به قرائت حرف واحد واداشت و امت از او اطاعت نمود و رستگارى و هدايت خود را در اين كار ديد و قرائت به شش حرفِ ديگر را ترك كرد، تا آنكه مهجور شد و آثار آن ناپديد گشت، لذا اكنون راهى به قرائت آن نيست. و مسلمين بدون اينكه صحتِ قرائت به حروف ديگر را انكار كنند، آن را كنار گذاشتند.[٢]
طبرى به صراحت مىگويد هر يك از حروف هفتگانه، قرآن بوده و كسى حق انكار آن را نداشته است؛ كلام جمعى از بزرگانِ اهل سنت نيز بازگشت به سخن طبرى بازگشت دارد، زيرا آنان نيز طبق رواياتِ ياد شده، هر يك از حروف هفتگانه را قرآن مىپندارند. پذيرش چنين مطلبى مستلزم متهم كردنِ خداى سبحان به خلف وعده درباره حفظ قرآن است؛
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ[٣]
چون بر اساس نظر بسيارى از بزرگانِ اهل سنت، پس از يكسان شدن مصاحف، از حروف هفتگانه قرآن كريم تنها يك حرف باقى ماند و شش حرف ديگرِ آن، اكنون در دست نيست.
اشكال ديگرى كه بر اين ديدگاه وارد مىشود اين است كه عثمان چگونه به خود اجازه داد ساير حروف هفتگانه را كه به نظر آنان بخشى از قرآن به شمار مىرفت بسوزاند و محو كند؟ چرا ساير صحابه او را از اين كار منع
[١] . همان، ص ١٠٦.
[٢] . محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٢٢.
[٣] . حجر، آيه ٩.