معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٠٣ - بررسى دلايل استاد معرفت
نكته است. چرا كه ايشان نيز همه آيات منسوخه را قابل حمل بر وجه حكم آن دانسته و وجود هر نوع اختلاف در قرآن را انكار مىكنند.
بررسى دلايل استاد معرفت
عدم تعيين مكتوب و تفصيل ديدگاه دوم از سوى استاد، ابهاماتى جدى در اين خصوص بر جاى نهاده است. از جمله اينكه ايشان به تفاوت بين نسخ ظاهرى و نسخ اصطلاحى اشاره دارند، حال آنكه در نسخ اصطلاحى نيز تنافى موجود، ظاهرى است. چرا كه معتقدين به نسخ در پاسخ به شبهات، به صورى و ظاهرى بودن تنافى در نسخ تأكيد مىكنند. استاد معرفت نيز خود در پاسخ به شبهه نقض آيه ٨٢ سوره نساء[١] بر مبناى ديدگاه نخستين خود، اينگونه استدلال مىكنند:
اختلافى را كه آيه مذكور رد مىكند، اختلافى است حقيقى و در متن واقع، اما اگر اختلاف، صورى و در ظاهر امر باشد (چنانكه اختلاف بين ناسخ و منسوخ، از اين قبيل است)، تناقضى با آيه مورد بحث ندارد.[٢]
به نظر نمىرسد قائلين به نسخ به تنافى حقيقى بين ناسخ و منسوخ معتقد باشند و در نتيجه، تنافى در قرآن را كه مستلزم نفى اصالت قرآن است، بپذيرند. بنابراين تفكيك بين نسخ ظاهرى و نسخ اصطلاحى مفهوم نيست.
نكته ديگرى كه در ديدگاه دوم استاد مطرح است، نگاه ايشان به مفهوم ناسخ و منسوخ در روايات است. به نظر ايشان، منظور از آنچه در روايات با عنوان ناسخ و منسوخ از آن ياد شده، تخصيص و تقيد است. شايد بتوان پذيرفت در نگاه حداكثرى مواردى از تخصيص و تقييد در دايره نسخ قرار گرفته است. اما رواياتى كه در آنها واژگان ناسخ و منسوخ در كنار عام و خاص و يا اطلاق و تقييد آمده، چگونه قابل توجيه است؟ آيا در اين روايات نيز، اين واژگان به همان منظور بيان شده است؟ بهعنوان مثال در خطبه اول نهج البلاغه چنين آمده است:
[١] . أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً، نساء، آيه ٨٣.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٢، ص ٢٩٩.