معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٥٧ - راز راهيافت تشابه در قرآن
باشد در حالى كه مراد جدّى آن خاص است. بىشك چنين اسلوب بيانى ناشى از حكمت و بلاغت، احياناً به تشابه لفظى بَدوى منجر مىشود و علت آن يا مخفى بودن قرينه است، هرچند عامل خفا قصور فهم شخص باشد، يا جدال بر حسب اغراض، موجب خفا مىشود، هرچند عقلًا معنا روشن است يا قرآن و روايات آن را روشن مىسازند.[١]
٣. از ابن رشد اندلسى نقل شده كه در پاسخ اين سؤال گفته است:
مردم سه گروهند: علما، مردم عادى كه بهرهاى از علم ندارند و افراد ميانهرو كه جزو هيچ يك از اين دو نيستند، بلكه گرايشات كلامى و فكرى، آنها را از اشاعره يا اصحاب اعتزال قرار داده است. اين گروه كسانى هستند كه به دنبال متشابهاتاند. نزد علما در شرع تشابهى وجود ندارد و مردم عادى نيز ظواهر قرآن را اخذ مىكنند و جز اين دو دسته، بيماردلان گروهى اندكاند: فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ... اين گروه اهل جدال و مذاهب كلاميه هستند. شرع در تعاليم و برنامههاى خود راهى را پيموده كه مردم بهرهمند و علما در برابر آن فروتن باشند، لذا تعابيرى آورده كه هر دو گروه آن را بفهمند و بپسندند؛ مردم عادى به ظاهر مثال اخذ مىكنند و علما نيز حقيقت را با مثال مىشناسند.[٢]
فخر رازى درباره راز تشابه پنج وجه ذكر مىكند. او وجه پنجم را سبب اقوى مىداند.[٣] زرقانى پس از نقل هفت قول و جمع ميان همه آنها، سرانجام رأى فخر را بهتر از همه مىشمارد، آنگاه چهار قول ديگر را نقل و سپس همه آنها را تضعيف مىكند.[٤]
در ميان آراى پيشگفته، نظر مرحوم كاشانى در زبدة التفاسير، مىتواند يكى از اقتضائات و حكمتهاى وجود تشابه در قرآن باشد؛ ولى تمام علت نيست. آشكار شدن فضل علما و حريصتر شدن آنان بر تدبر و ... عواملى نيست كه موجب شود بخشى از كلام وحى سربسته و ذووجوه آورده شود. افزون بر اين،
[١] . محمدجواد بلاغى، آلاء الرحمن، ج ٣، ص ١٢.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، صص ١٩- ١٨ به نقل از: ابن رشد، الكشف عن منهاج الادله، صص ٨٩، ٩٦، ٩٧ و ١٠٧.
[٣] . فخرالدين رازى، التفسير الكبير، ج ٨، صص ١٨٦- ١٨٥.
[٤] . محمد عبدالعظيم زرقانى، مناهل العرفان، صص ٥٣١ و ٥٣٣.