معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٢ - اشكال استاد معرفت بر برداشت هرى ولفسن
لفظى كه معنايى مىداند به اين معنا كه خداوند، معناى قرآن را به جبرئيل و آن هم به پيامبر ابلاغ و منتقل مىكند؛ سپس پيامبر (ص) با اتّكا به آن معنا، آن را در قالب لفظ و گفتار درآورده، بهصورت وحى الاهى اعلام مىكند.
سمرقندى (بر حسب گزارش زركشى) سه ديدگاه را نقل مىكند و در تقرير ديدگاه پيشين مىنويسد:
الثاني: انه انما نزل جبرئيل علي النبي بالمعاني خاصة و انه (صلي الله عليه وآله) علم تلك المعاني و عبّر عنه بلغة العرب.[١]
سمرقندى مستند ديدگاه مذكور را آيه ذيل گزارش مىكند:
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ.[٢]
فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ.[٣]
روشن است نزول بر قلب نه با لفظ و صوت، بلكه با معنا تناسب بيشترى دارد.
ابن كلّاب از متكلّمان اهل سنّت (م ٢٤١ ق) از اين ديدگاه جانبدارى كرده است.[٤]
معمر بن عباد سلمى (م ٢٢٨ ق) از سران معتزله و اصحابش از آنجا كه قرآن را عرض و آن را فعل جوهر مربوطه تفسير مىكنند كه از آن شنيده مىشود، قرآن را نه كلام الاهى، كه كلام نبوى مىشمرند.[٥]
اشكال استاد معرفت بر برداشت هرى ولفسن
استاد، نظريه نزول معنوى معمر سلمى را به نقل از هرى اوسترين ولفسن در كتاب خود فلسفه علم كلام آورده كه وى نيز آن را از مقالات الأسلاميين[٦] ابوالحسن اشعرى گزارش كرده است. استاد خاطر نشان مىسازد كه با مراجعه
[١] . بدرالدين زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٩١.
[٢] . شعراء، آيه ١٩٣.
[٣] . بقره، آيه ٩٧.
[٤] . ر. ك: ابوالحسن اشعرى، مقالات الأسلاميين، ص ٥٨٤.
[٥] . ر. ك: همان: ج ٣، ص ١٩٣.
[٦] . مقالات الأسلاميين، ج ٢، ص ٢٥٧.