معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٩٠ - ويژگىهاى روششناختى آثار استاد معرفت
مشهور بايد بين دو مقوله دين و معرفت دينى تمايز نهاد.[١] دين مقدس است؛ اما معرفت دينى نه تقدس دارد و نه ايستگاهى نهايى كه نتوان از آن پا فراتر نهاد.
٣. پرهيز از جزمانگارى: يكى از پيامدهاى تقدسبخشى به معرفت دينى، جزمانگارى[٢] است كه مانع از طرح آراى جديد و پيشرفت دانشها مىشود. از آنجا كه ابزارهاى مختلفى در فهم قرآن تأثير گذارند و هر يك از آنها در معرض تحول و پيشرفت هستند، هر آن ممكن است تحولى در فهم ما از قرآن نيز پديد آيد. براى نمونه آيتالله معرفت مثال روشن و گويايى در اين باره مىآورند:
قرآن مسأله ذوالقرنين را مطرح مىكند. عدهاى از ابزار تاريخ براى تفسير استفاده مىكنند و مىگويند اين شخصيت جهانى بايد در تاريخ ثبت شده باشد و كسى جز اسكندر مقدونى نمىتواند باشد. اما دلايلى هست كه ثابت مىكند او نمىتواند عبدصالح خدا باشد. اسكندر انسان شهوتران و ستمگرى بود كه تمام فرهنگ و علم و آداب ايران را از بين برد و به بشريت خيانت كرد. فخر رازى به اين مسأله توجه نكرده و اسكندر را ذوالقرنين مىنامد. اخيراً هم آقاى ابوالكلام آزاد با تتبع در تورات و مطالعه تاريخ، ذوالقرنين را با كورش تطبيق مىدهد. اما ما مىگوييم همينجا هم بايد گفت احتمال دارد كورش باشد و چه بسا در آينده، شخصيت
[١] . اين تفكيك معرفتشناختى تحت تأثير انديشههاى كانت پديد آمده است. وى با كشف دريچههاى ذهنى بين دو مقوله نومن و فنومن تفكيك قائل شد و نسبتى بين آن چه در بيرون واقع است و آن چه در ذهن پديدار مىشود، برقرار كرد. بنابراين همواره فاصلهاى بين واقعيت خارجى و تصور ذهنى وجود دارد كه بهطور مطلق قابل حذف نيست؛ گر چه مىتوان در دورى و نزديكى اين فاصله تصرف كرد. دسترسى انسان به تماميت دين هرگز امكانپذير نيست؛ اما تلاش براى برقرارى نسبتى نزديكتر به آن ممكن است. نتيجه روششناختى اين تفكيك آن است كه فرايند پژوهش و مطالعه همواره ادامه دارد و هيچ نقطه پايان و ايستگاهى براى آن فرض نمىشود. براى مطالعه بيشتر درباره انديشه كانت در اين باره به كتاب فلسفه نقادى كانت، دكتر كريم مجتهدى، انتشارات امير كبير، چاپ دوم ١٣٧٨، تهران مراجعه كنيد و براى تفكيك دو مقوله دين و معرفت دينى به كتاب قبض و بسط تئوريك شريعت، عبد الكريم سروش، انتشارات صراط، تهران مراجعه كنيد و نيز گزارشى كوتاه در اين باره را در مقاله« نسبت هرمنوتيك و تفسير» رواق انديشه، شماره ١٤، بهمن ١٣٨١ و نيز گلستان قرآن، سال ١٣٨١ ببينيد.
[٢] .Dogmatism .