معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٧٩ - ١ تفسيرپذيرى آيات متشابه
وجود روايات، متوقف شويم.[١]
البته ايشان در برخى از آثار خود بر ضرورت رجوع به امامان براى تفسير قرآن تأكيد كرده و با صراحت مىگويد:
رهيابى به وسيله يكى از دو (ثقلين) بدون ديگرى ممكن نيست؛ زيرا نقش قرآن تشريع و تأسيس احكام است و نقش عترت همچون پيامبر (ص) تفسير و تبيين آن احكام.[٢]
براى آنكه مقصود اسناد روشن شود، بايد گفت در مقابل تفسير امامان مواضع مختلفى مىتوان اتخاذ كرد؛ از جمله:
١. هيچ ضرورتى براى مراجعه به آنان نيست و ما خود كاملًا مىدانيم كه قرآن را چگونه تفسير كنيم.
٢. آنان تنها روش برداشت از قرآن را به ما مىآموزانند و ما به تفسير آنان نياز نداريم؛ پس دريافت روش لازم است، اما دريافت تفسير آنان ضرورتى ندارد.
٣. روش تفسيرى آنان را بايد اخذ كرد؛ لكن لازمه دريافت روش تفسيرى آنان، رجوع به منابع تفسيرى است كه آنان به ما ياد دادهاند و در روش تفسيرى خود، رجوع به تفاسير منقول از پيامبر و اهل بيت لازم شمرده شده است. پس هرگاه آنان چيزى گفتند، بايد ملاك تفسير قرار گيرد و اگر سكوت كردند يا چيزى به ما نرسيد، ما خود توان تفسير آيات را با روشى كه به ما ياد دادهاند داريم.
٤. آنان هم روش و هم تفسير را به ما مىآموزانند و در مواردى كه سكوت كردهاند و يا تفسيرى از آنان به ما نرسيده است، حق تفسير نداريم. در واقع روش تفسير همان روش بهرهبردارى از تفسير آنان است.
استاد معرفت به موضع و مبناى سوم معتقد هستند. و در كتاب التفسير الاثرى الجامع كوشش كردند بر همين شيوه حركت كنند و تفسير خود را بر
[١] . ر. ك: فصلنامه بينات، ش ٤٤، صص ٥٩- ٥٨.
[٢] . تفسير و مفسران، ج ١، ص ٤٤٧.