معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣١ - توجيه مقبول درباره روايات«سبعة أحرف»
نحوى عادت كرده و قدرت تلفظ به غير آنچه عادت كرده ندارد. اگر قرار بود كه هر گروه از اين اقوام مكلف باشند، اعم از كودك و نوجوان و پير، لغت خود را تغيير دهند و عادت خود را ترك كنند، كارى بس مشكل و مشقّتبار بود و اين امر ميسّر نمىشد مگر پس از تحمّل مشقّتهاى طولانى تا اينكه اين عادت عوض شود و زبان به غير آنچه عادت داشته عادت كند. لذا خداوند اراده فرموده تا از روى رحمت و لطف، تسهيلاتى در اين باره براى امت روا دارد، چنان كه در اصل دين چنين تسهيلاتى را روا داشته است.[١]
ابن يزداد اهوازى گويد:
از على بن ابى طالب (عليه السلام) و ابن عباس روايت شده گفتهاند: قرآن به لغت هر قبيلهاى از قبايل عرب، نازل شده است». در روايتى از ابن عباس آمده است كه پيامبر (ص) قرآن را به لغت (لهجه) واحدى بر مردم قرائت مىكرد و اين بر مردم دشوار بود، لذا جبرئيل نازل شد و گفت: «اى محمد! قرآن را براى هر قومى به لغت خود ايشان قرائت كن».[٢]
ابوشامه مىگويد:
حقّ همين است، زيرا وقتى از نظر ايجاد تسهيلات براى مردم عرب، قرائت قرآن به غير زبان قريش مجاز باشد، شايسته نيست كه اقوام ديگر مجاز نباشند كه قرآن را به لهجه خود بخوانند و اين تسهيلات براى گروهى باشد و براى گروه ديگر نباشد، زيرا هيچكس جز در حدّ توانايى خود تكليفى ندارد. وقتى كسانى مجازند تا كلمات قرآن را بر حسب لغت خود با تخفيف همزه يا ادغام و يا ضم ميم جمع و يا وصل «ها» كنايه و امثال اينها تلفظ كنند، چهطور مىتوان ديگران را محروم كرد و آنها را مكلف دانست كه فقط به يك نحو قرائت كنند. از همين قبيلند كسانى كه «شين» را مانند «جيم» و «صاد» را مانند «زاء» و «كاف» را مانند «جيم» و «جيم» را مانند «كاف» تلفظ مىكنند. اينان به منزله كسانى هستند كه مخرج برخى از حروف را ندارند و در زبان آنان لكنتى وجود دارد و هيچكس به بيش از آنچه در امكان او است مكلف نيست، ولى بر او است
[١] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٢٠٨- ٢٠٩؛ محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، صص ٩٣- ٩٢، به نقل از ابن قتيبه، تأويل مشكل القرآن، صص ٤٠- ٣٩.
[٢] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٢٠٩.