معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٨ - ٣ نسبت قرائت قرآن به خداوند
تلاوت همان طورى كه گفته شد، فعل خواندن و قرائت از روى نسخهاى است. از آنجا كه خود پيامبر (ص) امّى و قادر بر نوشتن نبود، نمىتوانست نسخهاى بنويسد و از روى آن بخواند؛ پس تلاوت حضرت به قرآن و نسخهاى مربوط مىشود كه فرشته وحى آورده است.
استاد معرفت در توضيح واژگانى چون «تلاوت» مىگويد:
از نظر وضع لغت عرب تنها بازگو كردن سروده ديگران را مىرساند كه الفاظ و معانى هر دو از آن ديگرى باشد و بازگو كننده آنرا صرفاً تلاوت مىكند و از خود چيزى مايه نمىرود.[١]
ايشان مقابل «تلاوت» و «قرائت» را واژه «تكلم» ذكر مىكند كه هر دو فعل يعنى لفظ و معنا به خود متكلم تعلق دارد و لذا در قرآن نيامده كه پيامبر قرآن و آيات را تكلم مىكرده است.[٢]
٣. نسبت قرائت قرآن به خداوند
برخى ديگر از آيات بر قرائت و خواندن قرآن از سوى خداوند بر پيامبر (ص) دلالت مىكند كه مثبِت گزارهاى بودن وحى است:
- فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ.[٣]
- وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً.[٤]
استاد معرفت درباره قرائت مىنويسد:
قرائت از نظر لغت، بازگو كردن عبارت و الفاظى است كه ديگرى تنظيم كرده باشد و اگر الفاظ و عبارات از قول او باشد، واژه قرائت به كار نمىرود، لذا فقها گفتهاند: قرائت عبارت است از حكايت لفظ، در مقابل تكلم كه عبارت از حكايت معنا است.
قرائت نيز حكايت نثرى است كه الفاظ و عبارات آن قبلًا تنظيم شده
[١] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٥٨.
[٢] . همان.
[٣] . نحل، آيه ٩٨.
[٤] . اسراء، آيه ٤٥.