معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٨٤ - زمينهها و انگيزهها
بود و از طرفى با دين اسلام هم به معارضه برخاسته بود؛ بر اين اساس، كتابهايى مانند: تهافت الفلاسفة (تأليف ابوحامد غزالى) و مفاتيح الغيب (تأليف فخر رازى) نوشته شد.
ب. انطباق آيات قرآن، با علوم تجربى يونان، تا به مردم ثابت كنند كه قرآن بر حق و مطالب علمى آن صحيح است؛ از اين رو، آياتى از قرآن، مانند آسمانهاى هفتگانه (سبع سموات)[١] را بر سيّارات هفتگانه كه در نجوم يونانى، اثبات شده بود حمل كردند. از اينجا بود كه روش تفسير علمى پديد آمد و رشد كرد. اما اين شيوه تفسير كه همواره با جذابيت خاصى براى جوانان و افراد تحصيل كرده همراه بوده، در طول تاريخ بهصورت يكنواخت رشد نكرده است؛ بلكه گاهى تحت تأثير عواملى اوج گرفته و بعضى اوقات رونق خود را از دست داده است. اين شيوه تفسير بهطور عمده سه دوره داشته است:
دورة نخست از حدود قرن دوم هجرى تا حدود قرن پنجم بود[٢] كه با ترجمه آثار يونانى به عربى آغاز شد و عدهاى از مسلمانان، سعى كردند آيات قرآن را با هيئت بطلميوسى تطبيق كنند (مانند بوعلى سينا). نمونههاى مكتوب تفسير علمى در آثار بوعلى سينا (٤٢٨- ٣٧٠ ق) يافت مىشود.
دورة دوم از حدود قرن ششم، شروع شد؛ هنگامى كه بعضى دانشمندان به اين نظريه متمايل شدند كه همه علوم در قرآن وجود دارد و مىتوان علوم مختلف را از قرآن كريم استخراج كرد (در اين مورد غزالى سر آمد بود). اين دو نوع از تفسير علمى (تطبيق قرآن با علوم و استخراج علوم از قرآن) قرنها،
[١] . بقره، آيه ٢٩.
[٢] . البتّه در برخى احاديث اهلبيت( ع) نيز نكات علمى در تفسير آيات قرآن آمده است. مثلًا در مورد تعداد ٣٦٠ مشرق و مغرب در معارج/ ٤٠( شيخ صدوق، معانى الاخبار، ص ٢٢١) و نام سيارات در تفسير تكوير، ١٦- ١٥( فضل بنحسن طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٦٧٧) و ... كه يكى از موارد تفسيرى اهل بيت( ع) به شمار مىآيد، ولى تفسير علمى مصطلح نيست چون از يافتههاى علمى در تفسير قرآن استفاده نشده است، بلكه اهل بيت( ع) اسرار علمى آيه را با كمك علم امامت بيان كردهاند كه اين جزيى از تفسير روايى مىشود.