معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٩ - ج سيره قراء سبعه و عشره
همگى مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ قرائت مىكردند.[١]
٤. زهرى گويد:
رسول خدا (ص) و ابوبكر و عمر و عثمان (مالك يوم الدين) قرائت مىكردند. نخستين كسى كه «ملك» قرائت كرد، مروان بود.[٢]
هنگامى كه به كهنترين تفسيرِ موجود، تفسير مقاتل بن سليمان م ١٥٠ مراجعه مىكنيم، مىبينيم موارد بسيار اندكى از اختلاف قرائت (حدود ده مورد در كل قرآن) در اين كتاب مطرح شده است و نيز در كتاب مشتبهات القرآن از على بن حمزة كسائى (م ١٨٩) با اينكه آيات فراوانى آورده شده است؛ ولى هيچ سخنى از اختلاف قرائت مطرح نيست. بهنظر مىرسد در بين مسلمانان قرائتى كه مقبول عمومِ مردم بوده وجود داشته است و قرائتهاى ديگر كه انتخاب و رأى قرّا و شخصيتها بوده، در حاشيه آن مطرح مىشده است. البته چنانكه در ادامه بحث خواهيد ديد، در كتابهاى مربوط به اواخر قرن دوم و پس از آن اختلاف قرائت، بيشتر مطرح شده است.
ج. سيره قرّاء سبعه و عشره
گرچه قرّاءِ مشهور (مانند: قرّاءِ هفتگانه و دهگانه)، در قرائتِ شمارى از كلماتِ قرآن، با يكديگر اختلاف داشتند؛ ولى آنان در يك نقطه مشترك بودند وآن اين بود كه هر يك از آنان يك قرائت را كه به نظر خودش بر ساير قرائات ترجيح داشت انتخاب مىكرد و آن قرائت به او نسبت داده مىشد. اين شيوه حاكى از آن است كه آنان همه قرائاتِ مشهور را قرائت رسولِ خدا نمىدانستند. اگر آنها به حكم رواياتِ «سبعة احرف» قرائتهاى مختلف را (كه به قولِ جزرى و امثال او داراى ملاكهاى قرائتِ صحيح مىباشد) يكى از وجوه قرآن مىدانستند كه از نزد خدا نازل شده است، در اين صورت اختيار قرائت و ترجيح برخى از قرائات بر برخى ديگر نادرست بود؛ زيرا معنى ندارد كه يك وجه از كلام خدا را بپذيريم و يك وجه آن را ردّ كنيم. اگر روايات
[١] . على بن حسام الدين عبدالملك المتقى الهندى، منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٦٠٩، حديث ٤٨٧٦.
[٢] . جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور، ج ١، ص ٣٦.