معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٣١ - آسيبهاى تفسير علمى قرآن
منافات و تعارض دارد، تأويل مىكنند تا بتوانند آن نظريه را، به قرآن نسبت دهند.[١] به عبارت ديگر نظريههاى اثبات نشده علمى را بر قرآن تحميل مىكنند كه نوعى تفسير به رأى است.
نمونه جالب اين نوع تأويلات، در مورد نظريه تكامل انواع داروين صورت گرفته است. يك نفر، كتابى مىنويسد با پيشفرض پذيرش نظريه تكامل و هر آيهاى را كه موافق نظريه تكامل است، مىآورد، سپس آيات مخالف را تأويل مىكند و بر خلاف ظاهر آيات، آنها را با نظريه تكامل وفق مىدهد؛ شخص ديگر، كتابى مىنويسد با پيشفرض ردّ نظريه تكامل و آيات مخالف را مىآورد، سپس آيات موافق نظريه تكامل را به نظر خود بر مىگرداند و مرتكب تأويل مىشود؛[٢] و هر دو هم، نظر خود را به قرآن نسبت مىدهند و گاهى بر آن اصرار مىورزند.
نمونه ديگر آن را در بحث «عرش» و «كرسى» و تأويل آنها، به فلك هشتم و نهم مىتوان ديد. چنانچه نمونه ديگر آن در تأويل قصه ابراهيم، حيات و مرگ جامعهها در تفسير المنار ملاحظه شد.[٣] شايد مقصود علّامه طباطبايى نيز از «تطبيق» ناميدنِ تفسير، همين تحميل و تأويل آيات باشد.[٤]
مرحوم استاد معرفت در جلد ششم التمهيد، مثالهاى متعددى از اين نوع تأويلات را از سيوطى، زركشى، ابوالفضل المرسى، ابوبكر المعافرى و غزالى نقل كرده و مورد نقد قرار داده است.[٥]
٤. تفسير علمى قرآن و آوردن مطالب علمى زياد، در لابهلاى تفسير قرآن، موجب مىشود كه مقصد اصلى آنكه تربيت، تزكيه انسان و هدايت او است، فراموش شود؛ چنانچه پارهاى از تفسيرهاى جديد (مثل طنطاوى) اين گونه عمل كردهاند. بر اين اساس، بهتر است از تفسير علمى قرآن، چشمپوشى كرده
[١] . البته اينگونه تأويلهاى غير جايز، تحميل بر قرآن و نوعى تفسير به رأى است.
[٢] . براى اطلاع بيشتر، ر. ك: مسيح مهاجرى، نظريه تكامل از ديدگاه قرآن؛ على مشكينى، تكامل در قرآن؛ يدالله سحابى، خلقت انسان در بيان قرآن.
[٣] . مبحث ديدگاهها به نظريه بوعلى سينا، علّامه مجلسى و رشيد رضا در المنار، مراجعه شود.
[٤] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٦.
[٥] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٦، ص ١٣ به بعد.