معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٩ - فصل دوم ديدگاه استاد معرفت(ره) درباره حقيقت قرآن
معناى حقيقى تأويل در آيه مورد بحث نيز همين است كه فهمهاى عادى و نفوس غير مطهر بدان دسترسى ندارد:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ[١].[٢]
آنچه بيان شد، حاصل كلام مرحوم علامه طباطبايى (ره) درباره حقيقت قرآن كريم است.
فصل دوم: ديدگاه استاد معرفت (ره) درباره حقيقت قرآن
ديدگاه استاد آيتالله معرفت (ره) درباره اين موضوع (ماهيت و حقيقت قرآن) خلاف نظر علامه طباطبايى (ره) است.
استاد- پس از نقل كلام مرحوم علامه در بخشهايى از الميزان بهويژه گوشههايى از بحث مبسوط وى ذيل آيه ٧ آل عمران در تفسير تأويل و اشاره به كلام ابن تيميه در رسالهاى كه درباره متشابه و تأويل نگاشته است و كلام او در فرق بين تفسير و تأويل در تفسير سوره اخلاص و نيز اشاره به كلام رشيد رضا در المنار كه برگفته ابن تيميه صحه گذاشته و آن را منتهاى تحقيق و بيان در معناى تأويل پنداشته[٣] و اشاره به كلام علامه طباطبايى كه آن را از جهتى صحيح و از جهت ديگر خطا دانسته است[٤]- نخست در نقد كلام ابن تيميه و
[١] . واقعه، آيات ٧٩- ٧٧.
[٢] . ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣( مج ٣- ٤)، صص ٥٥- ٥٢.
[٣] . ر. ك: محمد رشيد رضا، المنار، ج ٣، ص ١٤٣.
[٤] . حاصل كلام ابن تيميه طبق نقل علامه اين است: تأويل از جنس معانى الفاظ نيست، بلكه امرى عينى است كه الفاظ گوينده بر آن اعتماد دارد، پس اگر كلام حكم انشايى( امر و نهى) باشد، تأويلش همان مصلحتى است كه باعث انشاى حكم و تشريع آن شده است، مثلًا تأويل آيه« وَ أَقيمُوا الصَّلاه»( بقره، ٤٣) آن حالت نورانى خارجى است كه در روح نمازگزار در خارج پيدا مىشود و او را از فحشا و منكر دور مىكند و اگر كلام خبر باشد و خبر از حوادث گذشته بدهد، تأويلش همان حوادث واقع در زمان گذشته است، مانند آياتى كه داستان پيامبران گذشته و امتهاى آنان را بيان مىكند و اگر از حوادث زمانى نزول يا بعد از آن خبر دهد، اين خبر سه جور است: ١. راجع به امورى است كه با حواس ظاهرى درك مىشود و يا از امورى است كه با عقل درك مىشود، تأويل اينگونه آيات نيز همان حوادثى است كه در خارج واقع شده يا مىشود. ٢. درباره امور غيبى و آينده است كه آن امور را در دنيا و با حواس دنيايى نمىتوان درك كرد و حتى حقيقت آن را با عقل هم نمىتوان شناخت، نظير امور مربوط به قيامت( تاريخ وقوع آن، كيفيت احياى اموات، سؤال و حساب ...). ٣. راجع به امورى است كه اساساً از سنخ زمان نبوده و از حد ادراك عقول خارج است مانند صفات و افعال بارى تعالى كه تأويل اين دو قسم خود حقايق خارجيه است. علامه طباطبايى درباره اين وجه فرموده است: هرچند صاحب اين وجه در برخى از سخنانش راه صحيحى رفته، ولى در قسمت ديگر آن، خطا رفته است، اما اينكه گفته تأويل اختصاصى به آيات متشابه ندارد، بلكه تمام قرآن تأويل دارد و تأويل هم از سنخ مدلول لفظى نيست، بلكه امر خارجى است كه مبناى كلام قرار مىگيرد، صحيح است، ليكن در اين نظريه كه هر امر خارجى را مرتبط به مضمون كلام دانسته، حتى مصاديق و تك تك اخبارى كه از حوادث گذشته و آينده خبر مىدهند را مصداق تأويل شمرده و متشابه را منحصر در آيات مربوط به صفات خداى تعالى و قيامت پنداشته، راه به خطا رفته است. ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣( مج ٣- ٤)، صص ٤٥ و ٤٨.