معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٣ - سخن پايانى
آسمانى خودشان است. از سويى پديده نوزايى در اروپاى سده شانزدهم ميلادى، نگاهها را به انجيل ديگرگونه كرد و از ديگر سوى، پسلرزهاى آن به ديگرسانى انگارههاى اسلامشناختى و قرآنپژوهى شمارى از فرهيختگان مسلمان انجاميد. پديده هرمنوتيك يا دانش تفسير كتاب مقدس، گرچه تفسير انجيل را از انحصار كليسا رهاند، اما مشكل را دو چندان كرد و چنين شد كه كشيشان از آن سوى بام، و روشنفكران نوپديد از سوى ديگر آن، سقوط آزاد را تجربه كردند و چنان شد كه دين به حاشيه دنيا رانده شد. اكنون افزون بر هرمنوتيك با همه گرايشهايى، پلوراليزم دينى، پوزيتيويسم و ... پسلرزههاى روزگار رنسانس در ساحت دين و متون دينى از جلد تفسير قرآن گرامى، هر از گاهى به وقوع مىپيوندند و طرفدارانى را در جهان اسلام، از سر سيد احمدخان هندى و اقبال لاهورىها گرفته تا نصر حامد ابوزيدها و برخى روشنفكران گذشته و حال كشور، براى خود يافتهاند كه از اين چشماندازها به قرآن مىنگرند و چه زيبا مىشد اگر حضرت استاد معرفت- رضوان الله تعالى عليه- درباره اين گرايشهاى تفسيرى نيز فصلى را به كتاب مىافزودند تا بدينسان، روزآمدى كتاب در كنار ديگر سودمندىهايش بر كارآمدى آن مىافزود.
ناگفته نگذارم كه استاد- قدّس سرّه- گويا در باب هرمنوتيك، اثرى به زبان تازى پرداختهاند كه اين بنده گرچه آن را تاكنون نديدهام، ليكن شايد بتوان با كمك آن اثر، در چاپهاى ديگر كتاب، اين «كاستى» را تا اندازهاى به «كارآمدى» دگرگون كرد.
سخن پايانى
جان بر تن گرانى مىكند آن گاه كه مىنگرم پس از يك دهه خوشهچينى از خرمن دانش و منش استاد- قدّس سرّه- جاى او خالى است. از خداوند مهربان علوّ درجات آن نماد بزرگ معرفت قرآنى در روزگار خودمان را درخواست مىنمايم و براى قرآنپژوهان، توفيق روزافزون خواستارم.